نوستراداموس
نوسْتِرآداموس (به فرانسوی: Nostradamus) با نام واقعی میشِل دی نُسْتْرِدام
(Michel de Nostredame) (زادهٔ ۱۴ یا ۲۱ دسامبر ۱۵۰۳-درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۵۶۶)
عطار و پیشگوی اهل فرانسه بود. بسیاری از حوادث و جنگهای
زمان پس از اتفاق افتادن،
پیشگوییشان به وی منسوب شدهاست. تا این لحظه، حادثهای قبل از وقوع با استناد به
آثار وی پیش بینی نشدهاست.
پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد و پس از ازدواج با یک
زن کاتولیک به مسیحیت گروید. نخستین فرزند آنها پسری بود که او را میشل
نامیدند. میشل دی نستردام در روز ۱۴ دسامبر سال ۱۵۰۳ در سینت رمی
(Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر
آوینیون به پایان رساند.
میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان میداد.
با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه»
نام نوشت و با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و
با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن تکههای ادبی پرداخت. نوسترآداموس
در سال ۱۵۵۰ نخستین سالنمای نجومی(تقویم نجومی) را که در آن
پیشبینیهایی دربارهٔ رخدادهای سال و اوضاع جوی انجام شده بود، پخش کرد.
برای نخستین بار نام میشل دی نستردام در این سالنما نوسترآداموس یاد شده و
پیشه و کارشناسی او پزشک و آستروفیل نوشته شدهاست. کلمه آستروفیل هم
که برای نخستین بار در این سالنما نوشته شده به معنای دوستدار ستارهها است.
نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به آسترولوگ یا ستارهشناس ترجیح دادهاست.
از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشتهای خود را به صورت رباعی (دوبیتی) سرایید
و صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر»
در سال ۱۵۵۵ منتشر کرد. نوسترآداموس در سرآغاز این رباعیها که روی سخن به
پسرش سزار نوشته است؛ بر این نکته پا میفشارد که سرنوشت مردم(بشر) و آیندهٔ
جهان را با دانش و خواندن حرکات ستارگان میتوان دریافت و هر رباعی او گویای
رخدادیست که در آیندهٔ دور یا نزدیک روی خواهد داد. پیشگوییهای نوسترآداموس
بیشتر به صورت رباعیهایی به نظم درآمده و تعداد آنها ۹۶۵ است. علاوه بر این
رباعیهای او ۵۶ مسدس هم دارد و در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای
برجستهٔ گیتی تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیشبینی شدهاست. نوسترآداموس
در پیشگوییهای خود قید میکند نمون(رمز) و آمارشی(محاسبهای) دارد
که هر کس را توانایی فهمیدنش نیست. این نمون را نوسترآداموس در نامهای
به عنوان هانری دوم پادشاه فرانسه بیان کرده و کسانی که نوشتههای نوسترآداموس
را ترجمه و تفسیر میکنند به استناد همین نامه سالماهانی(تاریخهایی) را که
در نوشتههای نوسترآداموس آمدهاست استخراج میکنند.
نوسترآداموس افزون بر پیشگوییهایی که با نام صدگانه ارائه کرده، مجموعهای به نام
پرساژ (persage) هم دارد که به همان معنای پیشگویی و اختر افکندن(فال و تفائل)
است در این مجموعه ۱۴۱ پیشگویی به صورت رباعی آمدهاست که در ماههای
گوناگون سال تقسیم شدهاست.
زندگی نامه
کودکی
وی در ناحیهٔ سنت رمی در جنوب فرانسه در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۵۰۳
در محلی که نامی گفته نمیشود محل تولد او در آنجا است متولد شد،
میشل دو نستردام یکی از حداقل هشت فرزند
«رینیر دی سنت رمی» و «جام دی نستردام» که غلات فروش و
مسئول دفترخانه بود است. خانوادهٔ پدر وی اصالتاً یهودی بودند،
اما پدر جام، «گی گسنت»، در حدود سال ۱۴۵۵ به مذهب کاتولیک
روی آورد و نام مسیحی «پیر» و نام خانوادگی «دی نستردام» را
برای خود انتخاب کرد(این نام خانوادگی از روز قدیسی که در آن تشریفات
گرایش وی به مذهی کاتولیک اجرا شده گرفته شدهاست).
دلفین، جهان(۷۷-۱۵۰۷)، پیر، هکتر، لوئیس(متولد ۱۵۲۲)، برنارد، جین،
آنتونی(متولد ۱۵۲۳) از جمله خواهران و برادران نوستراداموس هستند..
در مورد کودکی نوستراداموس اطلاعات بیشتری وجود ندارد، با این
وجود روایتی وجود دارد که بر طبق آن وی تحت آموزش پدربزرگ مادریش
«سنت دی جین» بودهاست.
سالهای تحصیل
نوستراداموس در سن ۱۵ سالگی برای کسب دیپلم وارد دانشگاه
اوینگتن شد. کمی بیش از یک سال از ورود
وی(زمانی که وی به جای تحصیل چهارگانه (Quadrivium)
(هندسه، حساب، موسیقی و ستاره شناسی) مشغول
تحصیل سهگانه (Trivium) (دستور زبان، بلاغت و منطق) بود،
پس از اینکه دانشگاه به دلیل ترس از شیوع بیماری طاعون بسته
شده مجبور به ترک دانشگاه شد. در سال ۱۵۲۹ پس از چند سال کار
کردن به عنوان عطار، وی برای تحصیل طب وارد دانشگاه «مونپلیه» شد.
پس از اندک مدتی، زمانیکه دانشگاه از این که وی عطار بوده اطلاع یافت،
نوستراداموس از دانشگاه اخراج شد، در آن زمان عطاری طبق مقررات
دانشگاه ممنوع بود. اسناد اخراج او(BIU Montpellier، Register S 2 folio ۸۷)
در حال حاضر هنوز در کتابخانه دانشکده موجود است..
با این وجود، برخی از ناشران و خبرنگاران بعدها وی را «دکتر» صدا
میکردند. نوستراداموس پس از اخراج از دانشگاه به کار خود به عنوان
عطار ادامه داد و با ساختن «قرص رز» که گمان میشد ضد طاعون
است شهرت یافت..
ازدواج و کارهای درمانی
در سال ۱۵۳۱ جولس-سیسر اسکالیگر که یک دانشمند رنسانس
بود نوستراداموس را برای آمدن به Agen دعوت کرد.
نوستراداموس در آنجا با زنی که نامش مورد تردید است
(احتمالا Henriette d'Encausse) ازدواج کرد و او دو فرزند
برای نوستراداموس به دنیا آورد..
در سال ۱۵۳۴ همسر و دو فرزند نوستراداموس احتمالا از بیماری
طاعون درگذشتند. پس از مرگ آنها، نوستراداموس به سفر ادامه داد
و از فرانسه و احتمالاً از ایتالیا عبور کرد.
در بازگشتش در سال ۱۵۴۵، او به یاری پزشک مشهور «لوئیس سر»
در جنگ علیه شیوع بیماری طاعون در مارسی پرداخت و سپس خود
به تنهایی به مبارزه علیه این بیماری در منطقهٔ سال ون(Salon-de-Provence)
و در ناحیهٔ مرکزی(Aix-en-Provence) پرداخت. در نهایت نوستراداموس
در سال ۱۵۴۷ در منطقهٔ «سالون» در خانهای که امروزه هنوز موجود است
سکنی گزید. وی در آنجا با یک بیوه ثروتمند بنام «آن پونسارد» ازدواج کرد
که سه پسر و سه دختر برایش به دنیا آورد.
بین سالهای ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، نوستراداموس و همسرش یک سیزدهم
سهام پروژه عظیم کانال که «آدم دی کراپون» برای آبیاری منطقه
بی آب «سالون» و بیابان نزدیک آن از آب رودخانه دورانس طرح کرده بود،
بدست آوردند.
پیشگو
پس از بازدیدی دیگر از ایتالیا، نوستراداموس از طب به علوم غیبی
و پیشگویی روی آورد. به دنبال شیوههای مرسوم آن دوره،
نوستراداموس تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ را نوشت و برای اولین
بار نام خود را به پیروی از شیوهٔ لاتین از «نستردام» به «نوسترداموس»
تغییر داد. او از موفقیت نوشتن سالنامه چنان انگیزه یافت که تصمیم
گرفت هر سال یک یا چند سالنامه نجومی بنویسد. گفته میشود که
کلا در این اثرات نوستراداموس حداقل ۶ هزار و ۳۳۸ مورد پیشگویی،
وحداقل ۱۱ تقویم موجود است که شروع تمامی آنها بر خلاف آنچه
که گاهی تصور میشد در مارس نیست، بلکه در اول ژوئن است.
در پی نوشتن سال نامههای نجومی بود که نجیب زادگان و دیگر
اشخاص مهم از نقاط دور تقاضای طالع بینی و اظهار نظر در مورد
آینده را از نوستراداموس کردند و او بر خلاف آنچه که طالعبینان
حرفهای انجام میدادند از «مشتریانش» میخواست که اطلاعات
مربوط به جداول تولد را که طالع بینی بر اساس آنها بود دقیق ارائه کنند.
او سپس پروژه نوشتن کتاب یک هزار پیشگویی را آغازکرد
که شامل پیشگوییهای نامعلومی است که او را امروزه مشهور
ساختهاست. در پی خطری که او از جانب مذهبیان حس میکرد،
با استفاده از نحو سبک «ویرجیل»، بازی با کلمات و استفاده از
آمیزه زبانهایی مانند یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبانهای منطقهای
سعی در مبهم نمودن معانی نوشتههای خود کرد. بنا به دلایل
تکنیکی مربوط به انتشار پیشگوییها در سه نوبت، چنین به نظر
میرسد که ناشر سومین و آخرین بخش تمایلی به شروع کار
خود از «کتاب صد شعر» نداشتهاست. هیچ نسخهای از آخرین
۵۸ رباعی هفتمین قرن باقی نماندهاست.
رباعیهایی که در کتاب پیشگوییها(Les Propheties)
چاپ شدند، با واکنشهای مختلفی روبرو شدند. برخی بر این
باور بودند که نوستراداموس برده شیطان و یک انسان ریاکار و
دیوانه است؛ در حالیکه بسیاری از دانشمندان معتقد بودند
رباعیات او پیشگوییهایی روحانی --- زیرا در سایه منابع نوشته شده
پس از زمان کتب مقدس نوستراداموس نیز چنین ادعایی میکرد.
کاترین مدیسی همسر پادشاه هنری دوم پادشاه فرانسه یکی
از بزرگترین ستایندگان نوستراداموس بود. وی پس از خواندن تقویم
نجومی نوستراداموس مربوط به سال ۱۵۵۵، که به تهدیداتی نسبت
به خانواده شاهی اشاره داشت، او را به پاریس فرا خواند تا در مورد
آن تهدیدات توضیح دهد و برای کودکانش طالع بینی کند. در آن زمان
نوستراداموس فکر میکرد که به دار آویخته میشود، اما در سال
۱۵۶۶ که از دنیا رفت، کاترین او را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه انتخاب کرده بود.
در بیوگرافی نوستراداموس عنوان شدهاست که وی از اینکه
به جرم بدعتگذاری مورد شکنجه قرار گیرد واهمه داشتهاست،
اما نه پیشگویان و نه طالع بینان هیچ کدام در این گروه قرار
نمیگیرند و تنها زمانی که وی از جادو(خلاف طبیعت) برای این مقاصد
استفاده میکرد، اینگونه خطرات وجود داشت. در حقیقت ارتباط نوستراداموس
با کلیسا به عنوان یک پیشگو و شفابخش عالی بود. زندانی شدن
کوتاه مدت نوستراداموس در اواخر سال ۱۵۶۱ به این دلیل بود
که وی سالنامه ۱۵۶۲ را بدون اجازه قبلی از اسقف منتشر کرد، در
حالیکه مطابق فرمان جدید سلطنتی کسب اجازه لازم بود.
سالهای پایانی و مرگ
در سال ۱۵۶۶ بیماری نقرس که سالها باعث رنجش نوستراداموس
شده بود، به ورم یا آب آوردگی تبدیل شد. در اواخر ژوئن او وکیل
خود برای آماده کردن وصیتش فراخواند که در آن تمامی دارایش را تا
زمان تولد بیست و پنج سالگی پسرانش و تا زمان ازدواج دخترانش
به علاوه ۳ هزار و ۴۴۴ کرون، با کم کردن اندک بدهیها،
(کلا حدود ۳۰۰ هزار دلار آمریکا) نزد همسرش تا زمان ازدواجش
به امانت گذاشت. پس از این یک متمم کوتاه به وصیتنامه افزوده شد.
گفته میشود که وی در عصر روز ۱ ژوئن، منشی خود جین
دی چاوینکی را فراخواند و به او گفت: «``تو هنگام طلوع
خورشید مرا زنده نخواهی دید. ``» ظاهرا صبح روز
بعد بدن بی جان نوستراداموس در کف اتاق تزدیک تختش و میز
افتاده بودهاست. وی در کلیسای محلی Franciscan به خاک
سپرده شد(بخشی از آن امروزه به رستوران La Brocherie ملحق شدهاست)
اما در زمان انقلاب فرانسه دوباره جزء
nostradamus-repository. org/cgi-bin/showtour. asp?img=12 Collégiale St-Laurent شد،
جایی که آرامگاه وی امروزه هنوز در آنجا قرار دارد.
کارها
. در این کتاب وی پیشگوییهای مهم و بلند مدت را
جمع آوری کرد. اولین بخش در سال ۱۵۵۵ منتشر شد،
بخش دوم حاوی ۲۸۹ شعر پیشگویی دیگر در سال ۱۵۵۷ منشر شد.
قسمت سوم با ۳۰۰ رباعی دیگر در سال ۱۵۵۸ منتشر شد، که این
بخش امروزه تنها به عنوان بخشی از ویرایش آثاری که پس از
مرگش در سال ۱۵۶۸ انتشار یافتند باقی ماندهاست. این نسخه
شامل ۹۴۱ رباعی قافیه دار و یک رباعی بدون قافیهاست که به
سه گروه صد تایی و یک گروه ۴۲ تایی که «قرون» نام دارند تقسیم شدهاند.
با توجه به وضعیت انتشار در آن زمان(که شامل حروف چینی «از دیکته» بود)،
هیچ دو نسخهای دقیقا یکی نبودند و حتی امکان پیدا کردن
دو «رونوشت» دقیقا مشابه نیز کم بود. به طور حتم ضمانتی
برای این فرض وجود ندارد که املا و یا نقطهگذاری نسخهها
دقیقا مشابه با نسخه اصلی نوستراداموس باشند، احتمالی که
«رمزگشایان» آینده در نظر میگیرند..
اینها که محبوبترین کارهای نوستراداموس بودند، از سال
۱۵۵۰ تا زمان مرگش هر سال منتشر میشدند. غالبا او دو و یا حتی
سه عدد از اینها درهر سال منتشر میکرد که
یا «تقویم نجومی»(پیش گوییهای مفصل)، «پیشبینی» و یا «نشانههای شوم»(پیشبینیهای کلی تر) لقب داده میشدند.
نوستراداموس نه تنها یک پیشگو بود بلکه یک شفادهنده ماهر
نیز بود. گفته میشود که وی حداقل دو کتاب در زمینه
علوم طبی نوشتهاست. یکی از آنها «ترجمه» نسبت
داده شده از Galen و در کتاب propheties. it/nostradamus/۱۵۵۵opuscole/opuscole. html Traité des fardemens (در اصل کتاب آشپزی پزشکی
است که در آن نیز مطالب عموما از منابع دیگر یه عاریه گرفته شدهاند)،
او توضیحی از روشهایی که برای معالجه طاعون بکار میبرد،
دادهاست ---که هیچ کدام، حتی روش خون گیری هم، در عمل کارگر نبودند.
در این کتاب همچنین در مورد آماده کردن مواد آرایشی توضیحاتی
آورده شدهاست.
یک نسخه خطی که به عنوان
propheties. it/nostradamus/orus/firstbook. htm Orus Apollo
شناخته شده نیز در کتابخانه شهرداری لیون وجود دارد، جایی
که متجاوز از ۲۰۰۰ اسناد اصل مربوط به نوستراداموس تحت
حمایت میشل چومارات نگهداری میشوند. گفته میشود
که این یک ترجمه از یک کار یونان باستان بر اساس
حروف چینی مصری است که برپایه نسخههای لاتین
بعدی استوار است که متاسفانه در تمامی آنها معانی
درست نسخههای مصر باستان نادیده گرفته شدهاند و بنابراین تا زمان
ظهورChampollion در قرن ۱۹ هیچ کدام به درستی رمزگشایی نشدند.
پس از مرگ نوستراداموس تنها پیشگوییهای وی محبوبیت
خود را به صورتی کاملا عجیب حفظ کردند. بیش از ۲۰۰ نسخه
از آنها به همراه متجاوز از ۲۰۰۰ تفسیر در آن زمان پدیدار شدند.
چنین به نظر میرسید که بخشی از محبوبیت آنها به دلیل
مبهم بودن و بدون تاریخ بودن آنها بود که این امکان را ایجاد
میکرد که پس از هر حادثه مهم بطور انتخابی یکی از آنها
را نقل کرد و آنها را به عنوان «کنایه» از وقایع مربوطه اعلام کرد.
(رجوع شود به نوستراداموس در فرهنگ عامه پسند).
تعابیر
رباعیها در مورد بلایای مختلف هستند.(تقریبا تمامی آنها فاقد
زمان مشخص هستند) آنها شامل سرایت مریضی، زمین لرزه،
جنگ، سیل، حمله، جنایت، نبرد و بسیاری دیگر از حوادث
مشابه هستند- تمامی آنها به همان نحوی هستند که
توسط «میرابیلیس لیبر از پیش خبر داده شدهاند. دربرخی
از رباعیها این بلایا به صورت کلی آورده شدهاند و در برخی
دیگر در ارتباط با شخصی خاص و یا افرادی معدودی عنوان شدهاند
. بعضی تنها مربوط به یک شهر هستند و برخی چندین شهر و ی
ا کشور را شامل میشوند. از جمله موضوعات اصلی
حمله قریب الوقوع مسلمانان از شرق و جنوب با احساسات ضد
مسیحیت به اروپا است که دقیقا منعکس کنندهِ حملات عثمانی
و پیش از آن اعراب مشابه و پیش از این دو انتظارات»میرابیلیس
طرفدار آزادی«است.
تمامی این موارد در بطن اعتقاد به آخر الزمان ارائه شدهاست،
اعتقادی که باعث بروز پیش گوییهای آخر الزمان و مجموعهای
چاپ نشده توسط کریستوفر کلمبوس شد.
بعضی اندیشمندان بر این باورند که نوستراداموس برای پیشگو
بودن ننوشتهاست، بلکه برای در امان ماندن از اذیتها، تفاسیرش
از وقایع زمان خود را با استفاده از زبانی استعاری و رمزآلود نوشت.
این شبیه به تعبیرات پریتریست از کتاب وحی است.
طرفداران نوستراداموس ادعا میکنند که او بسیاری از حوادث
بزرگ را همچون آتش سوزی بزرگ لندن، به قدرت رسیدن
ناپلئون و هیتلر و حملات ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی
را پیشگویی کردهاست.
نظرات مختلف را در ذیل مشاهده کنید.
شکاکانی همچون رندی براین باورند که شهرت نوستراداموس
در پیشگویی بیشتر برخاسته از طرفداران او در قرن حاضر است
که گفتارهای او را به اتفاقاتی نسبت میدهند که یا اتفاق افتادهاند
و یا وقوع آنها اجتناب ناپذیر است که به "غیب بینی عطف به ماسبق
شهرت دارند. هیچ مدرک آکادمیکی(رجوع شود به منابع ذیل)
وجود ندارد که ثابت کند نوستراداموس اتفاقی را قبل از اینکه اتفاق افتد،
پیشگویی کرده باشد، مگر صحبت از اتفاقاتی که به موارد دیگر
هم میتوان آنها را نسبت داد. نوستراداموس در کتاب خود
«دنیای بی زمان» که در قرن ۱۸ میلادی نوشته شده اینچنین
بیان میکند: " و آنگاه که خورشید عمود بر زمین سوار گردد و غنائم
در ماه گرسنگی میان سربازان تقسیم گردد، مرد درشت با چهرهای
بر افروخته با مرد درشت هیکل درگیری پیدا کند که موجب ترس
سربازان هنگام معامله غنائم گردد و برنج به کیلویی ۲۰۰۰ منقار
(واحد پول) و به عبارتی کیسهای ۲۰۰۰۰ منقار فروخته شود و
چه بد که سربازان غم مرد درشت هیکل را درک نکرده و در گیر
فروش برنج و عشاق ملکه تاج به سر باشند، تا اینگونه از آسمان
بر آنها مدفوع پرندگان فرو آید و سگ به قبر آنها ادرار کند و آنگاه
مهدی الصراف فهمید که اوسکول شده است"
دیدگاههای متفاوت
دیدگاهی نیز وجود دارد که که میگوید: آمریکا با سو استفاده
از این پیشگویی(یعنی خود آنها انفجارها را انجام دادند،
همانگونه که از این پیشگویی به نفع خودشان فیلم معروف
نوسترآداموس را ساختند) تا بگویند حالا که این پیشگویی
تا اینجا درست از آب درآمد پس بقیه این پیشگویی نیز
به همین صورت امکان پذیر خواهد بود، که این موضوع باعث
ترس جامعه آمریکا شد و اجازه هر گونه عمل پیشگیرانه را به خود دادند.
در ادبیات موجود و در اینترنت دیدگاههای کاملا متفاوتی
در این زمینه وجود دارند. در یک طرف دیدگاههای بسیار
آکادمیک مانند دیدگاههای ژاک هالبورن
(رجوع کنید به free. fr/analyse. html و free. fr/mndamus. html))
وجود دارد که مفصلا بیان میدارند که«پیشگوییهای» نوستراداموس
در واقع مطالبی جعلی هستند که بعدها توسط افرادی با اهداف
سیاسی نوشته شدهاند. اگرچه احتمالا هالبرون بیش از هر کس
دیگری در مورد این متون و اسناد مربوطه میداند
(وی به کاوش و تحقیق در مورد بسیاری از آنها کمک کردهاست)،
اما نظریات وی را بسیاری از دیگر متخصصان در این زمینه رد کردهاند.
در طرف دیگر، انبوهی از کتابهای جدید و وبگاههای
خصوصی وجود دارند که نه تنها پیشگوییهای نوستراداموس را
حقیقی میدانند بلکه از وی به عنوان یک پیشگوی واقعی
یاد میکند. بدلیل تعابیر و تفاسیر توام با خیالپردازی، این گروه
در مورد اینکه نوستراداموس چه چیزی را پیشگویی کرده و
پیشگوییهایش در مورد آینده بوده یا گذشته به توافق نرسیدهاند.
با این وجود این گروه در مورد اینکه نوستراداموس
انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر
، هم جنگهای جهانی و هم تخریب اتمی شهرهای
هیروشیما و ناکازاکی. در این زمینه توافق وجود دارد که وی تمامی
وقایع مهم در زمان انتشار یک کتاب را پیشبینی کردهاست، از فرود آپولو در ماه،
مرگ پرنسس دیانا، پرنسس ویلز و حادثه فضاپیمای چلنجر،
به وقایع ۱۱ سپتامبر: چنین به نظر میرسد که
این جنبه 'movable feast' از ویژگیهای این ژانر است.
احتمالا اولین کتابی که در انگلیس مشهور شد، کتاب
هنری سی رابرت «پیشگوییهای کامل نوستراداموس»
در سال ۱۹۴۷ بود که طی ۴۰ سال پس از آن حداقل ۷ بار تجدید
چاپ شد، این کتاب شامل رونوشت پیشگوییها، ترجمه آنها
بهمراه تفسیری کوتاه است. پس از آن در سال ۱۹۶۱ کتاب
کاملا بیطرف ادگار لئون بنام «نوستراداموس و پیشگوییهایش»
منتشر شد که تا پیش از سال ۱۹۹۰ بهترین و کاملترین تحلیل
ازپیشگوییهای نوستراداموس در سطح جهان بشمار میرفت.
پس از آن کتاب مشهور اریکا چیتام بنام «پیشگوییهای نوستراداموس»
انتشار یافت که در واقع شامل چاپ مجددی از نسخه قبلی سال
۱۵۶۸ بود که از سال ۱۹۷۳ چندین بار ویرایش و چاپ شده بود و در
آخر بنام «پیشگوییهای نهایی نوستراداموس» منتشر شد.
این کتاب به عنوان اساس فیلم مشهور ارسون ولس بنام
مردی که فردا را دید مورد استفاده قرارگرفت. جدا از ترجمه
دو قسمتی اثر جین-چارلز دی فونبروم
بنام «نوستراداموس: historien et prophète»
در سال ۱۹۸۰، میتوان گفت که این گونه کتابها با کتابهای
مشهور جان هوگ در مورد پیشگویی از سال ۱۹۹۴ به بعد
به نقطه اوج رسیدند که شامل «نوستراداموس:
پیشگوییهای کامل»(۱۹۹۹) و کتاب اخیر "نوستراداموس:
زندگی و معماً(۲۰۰۳) میباشد.
به غیر از رابرتس، این کتابها و کارهای تقلیدی مشابه
آنها نه تنها در مورد توان پیشگویی نوستراداموس متفق القول بودند،
بلکه در مورد برخی جنبههای زندگینامه او نیز توافق داشتند. او
از خاندان اسرائیلی ایساچار بوده و تحت آموزش پدربزرگنانش
بوده که هر دو در دربار پادشاه خوب رنهدر Provenceطبیب بودند،
وی در سال ۱۵۲۵ وارد دانشگاه مونپلیه شد. وی در بازگشت
در سال ۱۵۲۹ با موفقیت مدرک طب خود را دریافت کرد و در
دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت، تا زمانیکه عقاید وی محبوبیت
خود را از دست دادند، وی دارای این عقیده بود که مرکزیت
جهان در خورشید است، نوستراداموس به شمال-شرق
فرانسه سفر کرد و در آنجا در«خانقاه اوروال» رباعیات پیشگویی
خود را نوشت، وی در جریان سفرهایش کارهای خارق
العادهِ زیادی انجام داد که از آن جمله این است که نام پاپ آینده
را مشخص کرد و بیماری طاعون را در منطقه Aix-en-Provence
و در مناطق دیگر درمان کرد، نوستراداموس همچنین
از دهه ۱۹۸۰ تا کنون این امر مخصوصا در فرانسه با واکنشهای
آکادمیک روبرو شدهاست. چاپ نامههای خصوصی
نوستراداموس در سال ۱۹۸۳
و طی سالهای پس از آن نسخههای اصلی سالهای
۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ کشف شده توسط چومارات و بنازرا به همراه
کشف بسیاری از مطالب آرشیو شده نشان داد که بسیاری از
حرفهایی که در مورد نوستراداموس گفته شده بود با اسناد
حقیقی مطابقت نداشت. رندی جیمز از چهرههای دانشگاهی
مینویسد که هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاها را
ثابت نمیکند. بسیاری از ادعاها مشخصا براساس شایعات
غیر معتبر بودهاست که توسط مفسران بعدی همچون
ژابرت(۱۶۵۶)، گوناد(۱۶۹۳) و بارست(۱۸۴۰) بر اساس تفاسیر
غلط از متون فرانسوی قرن ۱۶ و یا بر اساس کذب محض
بعنوان حقیقت نقل شدهاند. حتی ادعایی که رباعی L۳۵ دقیقا مرگ
پادشاه هنری دوم را پیشگویی کردهاست در سال ۱۶۱۴، یعنی
۵۵ سال پس از آن واقعه چاپ شد.
بالاتر از همه اینکه چهرههای دانشگاهی که خود سعی دارند
از هر گونه تفسیر غلط بپرهیزند، اذعان داشتند که ترجمههای
انگلیسی اغلب دارای کیفیتی پایین داشتند، هیچ دانشی
از فرانسه قرن ۱۶ را نشان نمیدادند، غرضمند ترجمه شده
بودند و بدتر از همه اینکه در مواقعی به گونهای ترجمه شده
بودند که کاملا شبیه به چیزی شوند که به آن رجوع داده
میشدند(و یا برعکس). مطمئنا هیچ یک از آنها بر اساس
نسخه اصل نبودند: رابرتز ترجمه خود را بر اساس نسخه
سال ۱۶۷۲ نوشته بود و چیتهام و هوگ بر اساس نسخه منتشر
شده پس از مرگ نویسنده در سال ۱۵۶۸. حتی لئونی که ترجمهاش
کمی قابل قبولتر از بقیهاست، به اقرار خودش در صفحه ۱۱۵
ترجمه، هیچ وقت نسخه اصلی را ندید. این در حالیست که او در هیچ
یک از صفحات پیشین هیچ اشارهای به این مطلب نکردهاست که
بسیاری از مطالبش بدون منبع است.
با این حال هیچ یک از مفسران انگلیسی بدلایل زبانی و زمانی به
این تحقیقات و تفسیرها دسترسی نداشتند. هوگ بدلیل موقعیتی
که داشت از این منابع برخوردار بود، اما در سال ۲۰۰۳ بود که
وی اقرار کرد برخی از مطالب بیوگرافیهای قبلی او جعلی
و دروغین بودهاست. در همین حال اندیشمندان معترض از تلاشهای
پیشین نویسندگانی(هویت ۱۹۹۴، اواسان ۱۹۹۷، راموتی ۱۹۹۸)
بودند که سعی در استخراج معنی پنهان متون با استفاده از قلب
کلام، کدهای عددی، گراف و دیگر ابزارها بودند.