پیامبر (ص) در مدینه (درس هجدهم)

 

پس از ورود پیامبر (ص) به یثرب نام شهر مدینة النبی یعنی شهر پیامبر شد.

ورود پیامبر (ص) به مدینه آغاز تأسیس حکومت اسلامی و سال هجرت

ایشان مبدأ تاریخ قرار گرفت، مسجد بجز محل عبادت، مرکز حکومت و

 تصمیم گیری و اجتماع مسلمانان و قضا و حل اختلافات قرار گرفت و با پیمان

 صلح با یهودیان پیامبر (ص) از گزند آنها در امان ماند و با ایجاد پیوند برادری

میان انصار و مهاجرین باعث تقویت اتحاد میان مسلمانان شد. در سال دوم

هجری غزوه بدر در کنار چاههای بدر اتفاق افتاد و سپاه مسلمانان با ایمان

به خداوند و دلاوری حمزه عموی پیامبر و شخص حضرت علی (ع) با پیروزی

 مسلمین به پایان رسید و مشرکان را هراسان تر نمود. در سال سوم هجری

مشرکان مکه برای جبران شکست بدر با سپاهی سه هزار نفری به مدینه آمدند

 و به خواست جوانان پیامبر تصمیم به جنگ در بیرون شهر گرفت ولی

تحریک عبدالله بن اُبی که بعنوان اولین منافق اسلام معروف است و علت

نفاق او محروم شدن از ریاست مدینه بود سیصد نفر از مردم مدینه را در داخل

 شهر نگه داشت و در نهایت با عدم گوش دادن به توصیه ها و سخنان پیامبر

 (ص) مسلمانان در این جنگ شکست خوردند ولی با این وجود خداوند ترس

 در دل مشرکان انداخت و آنها به مکه بازگشتند در سال پنجم هجری با اتحاد

 مشرکان و یهودیان اطراف مدینه و تدارک دیدن برای حمله به پیشنهاد سلمان فارسی

 در اطراف مدینه خندق حفر کردند و در این جنگ با رشادت حضرت علی (ع)

 و کشتن عمر بن عبدود پهلوان معروف مشرکان، مشرکان فرار کردند و باد سرد

 چادر آنها را از جا برکند. در سال ششم صلحی بین مشرکان و پیامبر به

 امضا رسید به نام حدیبیه که در آن هر دو طرف متعهد شدند:

 

1- تا ده سال با هم نجنگند.

2- به مسلمانان اجازه زیارت خانه خدا به مدت سه روز داده شود.

3- در این مدت امنیت و آرامش مسلمانان فراهم شود.

و در زمان صلح پیامبر نامه های به پادشاهان زمان خود فرستاد و آنها را به

 اسلام دعوت کرد و ساکنان یهودی قلعه خیبر که قصد توطئه و نیت کشتن

 پیامبر را داشتند با شجاعت حضرت علی (ع) فتح شد.

و برادرش جعفربن ابیطالب پس از 15 سال با مسلمانان از حبشه باز گشتند

 و در سال هشت هجری به خاطر نادیده گرفتن پیمان صلح حدیبیه پیامبر به

 همراه لشکریان مسلمان وارد مکه شدن و آنجا را فتح کردند و حضرت علی (ع)

 بر دوش مبارک پیامبر رفتن و وارد خانه خدا شدن و آنجا را از شرک و بت پاک کردند

 و در حجة الوداع پیامبر با انتصاب حضرت علی(ع) به جانشینی رسالت خود را

 به اتمام رساندن و با آسودگی خاطر در روز 28 صفر سال 11 هجری رحلت فرمودند.

 

 

 

حجه الوداع آخرین حج پیامبر درسال 10 هجری است در اواخر

 ماه ذی القعده پیامبر روانه مکه شد و در 4 ذی حجه با اصحاب

 و مسلمین خانه کعبه را زیارت کرد . سپس از مکه بیرون آمده

 و در کنار آبگیری به نام غدیر خم فرود آمد و بر منبری از جهاز

 شتران بالا رفت و در خطبه ای مردم را به کتاب قرآن و سنت

 خود دعوت نمود و علی ابن ابیطالب را به جانشینی خویش تعیین

 کرد و با مسلمانان وداع فرمود. این سال را که آخرین سال

زندگی پیامبر (ص) است حجة الوداع یعنی سال وداع نامیدند.

درسال 11 هجری پس از بازگشت از سفر حج به مدینه سخت

بیمار شد و در 12 ربیع الاول یا به قول صحیح تر در 28 صفر سال

 11هجری برابر با سال 632م دار فانی را وداع گفت. سن مبارکش

63 سال بود. آن حضرت را در خانه زنش عایشه به خاک سپردند که

در مسجد النبی در مدینه واقع است.

 

پیامبر (ص) در مکه(درس هفدهم)

 

پس از سه سال دعوت پنهانی وقت آشکار نمودن دعوت پیامبر شد.

 ایشان در اولین اقدام از خویشان و اقوام خود دعوت به عمل آورد و در

 آن جلسه فرمو : هر کسی نخست ایمان بیاورد برادر و جانشین من خواهد بود.

 به نوشته مورخان تنها حضرت علی(ع) ایمان قلبی خود را بیان کرد و دست

 بیعت با پیامبر داد. ولی با افزایش تعداد مسلمانان مشرکان دست به

شکنجه و آزار و اذیت تازه مسلمانان بی دفاع و بی کس زدند و با شهادت گروهی

 از آنها به آزار خود پیامبر پرداختند و جعفر بن ابیطالب مسلمانان را به حبشه برد

 و عمروعاص در بازگرداندن آنها ناکام ماند، مشرکان که نتوانستند مسلمانان را از

 حبشه باز گردانند تصمیم گرفتند میان خود عهدنامه ای بنویسند و پیامبر و بستگانش

 را تحریم اقتصادی کنند. از سال هفتم تا دهم بعثت این عهدنامه پابرجا بود و پیامبر

 به همراه ابوطالب و مسلمانان در یکی از دره های نزدیک مکه به نام شعب

 ابیطالب دوران سختی را گذراند و به خواست خداوند عهدنامه توسط موریانه ها

از میان رفت. در سال یازدهم بعثت گروهی از مردم یثرب که به مکه آمده بودند با

 پیامبر آشنا شدند و در صدد بر آمدن با قبول اسلام و اطاعت از پیامبر خدا

اختلافات میان خود را کنار بگذارند لذا تعدادی از آنها با پیامبر پیمان بستند و قول

 دادن که رسول خدا را یاری کنند که به انصار یعنی یاری کنندگان مشهور شدند

 و وقتی مشرکان قریش تصمیم به قتل پیامبر گرفتند، ایشان به سمت یثرب

 رهسپار شدند و بعد از ایشان حضرت علی(ع) و گروهی از مسلمانان برای

 حفظ دین و ایمان اموال خویش را رها کردند و از شهر خود یعنی مکه به

 یثرب مهاجرت نمودند که به مهاجرین یعنی هجرت کنندگان معروف شدند.   

 

 

 

رسول خدا (ص) چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را

 جهت ابلاغ مأموریت خود و دعوت ایشان به یکتاپرستی

 دعوت کرد ولی با صحبت های ابولهب جلسه ناتمام ماند و روز

بعد به جز ابولهب جلسه تکرار شد و در آنجا دست یاری و پشتیبانی

 دراز کرد ولی جز حضرت علی (ع) کسی یاری گر او نشد. در

دعوت همگانی نیز بدون توجه به خطرات این کار با جدیت دعوت

خویش را آغاز کرد، قریش در واکنش به سخنان او ابوطالب را احضار

 کردند و جمله معروف پیامبر به عمویش این است که « عمو جان

اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارند هرگز

دست از دعوتم بر نمی دارم.» مشرکان از تهدید و تطمیع از پیامبر با

 ثروت و زن گرفته تا ریاست قریش و آزار و اذیت پیامبر راه به جای

نبردند. در مهاجرت به حبشه به سرپرستی جعفر بن ابیطالب 83 مرد

 و 18 زن همراه او بودند و نجاشی در نهایت فریب نقشه عمرو عاص

و همراهان را نخورد و هدایای آنها را باز پس فرستاد. از تحریم

شنیدن قرآن و تهمت سحر و جادو کردن پیامبر گرفته تا محاصره

اقتصادی پیامبر به مدت سه سال باز پایداری پیامبر و مسلمانان

آنها را به ستوه نیاورد و البته حضرت خدیجه و ابوطالب تمام دارای

خود را در سه سال محاصره اقتصادی از دست دادند با مرگ ابوطالب

 که پشتیبان پیامبر (ص) بود نیز پیامبر (ص) طاقت از کف نداد و

در گذشت حضرت خدیجه نیز نتوانست او را از پای درآورد - در

 هنگام در گذشت حضرت خدیجه پیامبر 49 سال و 8 ماه و 11

روز بود و همسر ایشان 65 ساله و عموی ایشان ابوطالب 90

 ساله در این احوال پیامبر به معراج می رود و روحیه پولادین و

عظیم بدست می آورد و مصمم در کارها می شود و علت معراج

این است که خداوند خواست پیامبر خود را بر فرشتگان و ساکنان

 آسمانها برتری دهد و به او عجایب خلقت و نشانه های عظمت

 خود را نشان دهد تا پس از بازگشت به زمین امت خود را از

 این آیات آگاه سازد.

پس از پیمان با انصار در سال 13 بعثت که دومین پیمان

 در عقبه بود 75 نفر که 2 نفر آنها زن بودند از مردم یثرب

 ایمان آوردند و وقتی بدستور خداوند مأمور به هجرت شد

 در آن شب حضرت علی(ع) در بستر خوابید و پس از سه روز اقامت

 در غار ثور به همراه ابوبکرعبدالله پسر ابوبکر و

 عامر غلام ابوبکر  چهار نفری از طریق خط ساحلی طی

 20 منزل خود را به یثرب رساندند اولین نقطه در یثرب منطقه

 قبا است که بعدها اولین مسجد اسلام در آنجا بنا شد.

 

ظهور اسلام در عربستان (درس شانزدهم)

 

 

سرزمین عربها، عربستان است. شبه جزیره ای که بیش از چهار پنجم

  آن را بیابانهای سوزان فرا گرفته بودند و فقط قسمتهای غربی آن کوهستانی

بوده و به حجاز معروف است. و جنوب آن یمن سرسبز و آباد می باشد عربها

به صورت قبیله ای زندگی می کردند که مهم ترین قبیله ی آن قریش بود. شهرهای

 معروف عربستان در حجاز قرار داشتند که عبارت بودند از طائف، یثرب و مکه و

 مسیر تجاری یمن به شام از این مسیر می گذشت قبل از اسلام دو پیامبر الهی

 هود (ع) و صالح(ع) در جنوب و شمال عربستان مبعوث شده بودند نام قوم

حضرت صالح ثمود بود که بخاطر خوشگذرانی بت پرستی و ستمگری دچار عذاب

 الهی شدند و نام قوم حضرت هود، عاد بود که بخاطر خوشگذرانی و ستمگری

دچار عذاب شدند. حضرت محمد(ص) در شهر مکه بدنیا آمد و بخاطر درستکاری

به محمد امین مشهور شد. در بیست و پنج سالگی با سرمایه حضرت خدیجه

برای تجارت به شام رفت و امانت داری وی باعث شد که حضرت خدیجه با وی

 ازدواج کند و تولد حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی بزرگوار اسلام از نتایج این ازدواج بود -

ایشان در غار حرا مشغول عبادت بودند و به پیامبری مبعوث شدند روز

بعثت 27 رجب سال چهلم عام الفیل بود که - خداوند به حضرت

 

محمد مأموریت داد تا مردم جهان را بهدعوت کند .

 

حضرت علی(ع) پسر عموی او اولین مرد مسلمان و حضرت خدیجه اولین

 زن مسلمان  بودند.

 

 تصویر غار حرا

سقوط سلسله ساسانی (درس پانزدهم)

 

علل شکست خسرو پرویز و اشتباهات او را می توان این موارد دانست:

1- بد رفتاری خسرو پرویز با سرداران و سربازان خود.

2- قتل پادشاه حیره و همسایه شدن ایران با اعراب بیابانگرد.

3- پاره کردن نامه پیامبر اسلام (ص) و نفرین پیامبر درباره ی او.

 

 

4- نارضایتی بزرگان از اقدامات خود سرانه ی خسرو پرویز.

و پس از هم دستی بزرگان و پسر خسرو پرویز بنام شیرویه او به قتل

رسید ولی پس از او مدت چهار سال بیش از ده نفر به شاهی رسیدند

که هیچ کدام قدرت و شکوه گذشتگان خود را نداشتند و آشفتگی اوضاع و

نارضایتی مردم موجب شد تا با حمله مسلمانان به ساسانیان، سپاه مجهز

و مسلح ساسانی نتوانند در برابر قدرت ایمان و دستان خالی مسلمانان مقاومت

 کنند و در زمان یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از 426 سال حکومت سقوط کرد.

 

 

البته یکی از دلایل نفوذ بدون دردسر مسلمانان به مرزهای جنوب غربی ایران

 قتل پادشاه حیره بدست خسرو پرویز بود و این کار به ضرر ساسانیان تمام شد

 و برچیده شدن دولت حیره باعث شد اعراب بسرعت و بدون مقاومت وارد ایران

 شوند. مهم ترین علل سقوط ساسانیان و پیروزی مسلمانان عبارت است از:

1- مردم از پادشاهان ساسانی به دلیل ظلم و فساد و کشور گشایی های

 آنها راضی نبودند.

2- ایمان سپاهیان مسلمان به خدا و اعتقاد به این که در راه خدا چه کشته

 شوند و چه پیروز شوند، به موفقیت رسیده اند.

 ظرف شیشه ای مربوط به دوره ساسانیان مربوط به 1500سال پیش محل

نگهداری موزه دفینه تهران

بشقاب نقره دوره ی ساسانی به قطر 20 سانتی متر محل نگه داری

موزه ای در نیویورک آمریکا، صحنه ی شکار یکی از پادشاهان ساسانی

 

 

 

 

گفتیم کنستانتین امپراتوری بود که مسیحی شد و دین

 مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. این اعلام بنام

 فرمان میلانو به سال 313 میلادی ابلاغ شد و همزمان

 با پادشاهی شاپور دوم دهمین پادشاه ساسانی بود.

شاهپور دوم همان شاپور ذوالاکتاف است. زیرا او برای

 تنبیه عربهایی که به مرزها ایران دست درازی می کردند،

دستور می داد شانه این عربها را سوراخ کنند و ریسمان از

 آن بگذرانند و پس از 70 سال سلطنتی که طولانی ترین

 سلطنت در ایران می باشد در گذشت. ساسانیان جمعاً

426 سال حکومت کردند و سی و هفت نفر از آنها بر تخت

نشستند. سلطنت آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم مقارن

با آغاز خلافت ابوبکر نخستین خلیفه اسلام بود جنگهای ایران و

 مسلمانان عرب از سال 633 تا 643 میلادی بطول انجامید که

مهم ترین آنها جنگ قادسیه و جلولا و نهاوند و واجرود است.

 در جنگ قادسیه قالی معروف بهارستان از ایوان مداین به

 دست مسلمانان افتاد، این فرش را به نزد عمر به مدینه

فرستادند او فرش را قطعه قطعه کرد و بین صحابه پیامبر

 تقسیم نمود. حضرت علی (ع) سهم خود را به بیست هزار

درهم فروخت - اعراب به جنگ نهاوند جنگ فتح الفتوح می گویند

 زیرا بزرگترین جنگی بود که اعراب تا آن روز در آن درگیر شده بود

  و آخرین جنگ بین ایرانیان و اعراب جنگ واجرود بین قزوین و

 همدان روی داد. پس از شکست ایرانیان شهرهای ایرانی

 یکی پس از دیگری به تصرف اعراب در آمدند.

 

آثار به جای مانده از ساسانیان :

1- طاق کسری در 11 کیلومتری بغداد در کنار دجله و

 جایی به نام سلمان پاک. سقف آن بیضی شکل و قسمتی

 از کاخ سفید انوشیروان است و قالی زربافت معروف بهارستان

 فرش تالار بیضی شکل بوده است دهنه ی طاق بیست و پنج

 متر و ارتفاع آن بیست و نه متر است.

2- قصر دستگرد در 100 کیلومتری تیسفون نزدیکی خانقین

 عراق از بناهای خسرو پرویز.

3- کاخ شیرین که توسط خسرو پرویز برای زنش بنا شده در

 قصر شیرین کرمانشاه.

4- غار شاپور در طاق بستان کرمانشاه در کنار دریاچه طاق بستان

که شکارگاه خسرو پرویز بوده است.

5- آتشکده آذر گشنسب  در تکاب آذربایجان غربی.

6- قلعه دختر در بیشاپور یا فیروز آباد فارس بهمراه آتشکده فیروز آباد.

7- آثار جندی شاپور اولین دانشگاه مدرن ایران باستان.

8- سکه های شاهان ساسانی که در جای جای ایران بدست آمده است.

در زمان ساسانیان بویژه در عصر خسرو پرویز، موسیقی

 پیشرفت بسیاری کرد و موسیقیدانان بزرگی مانند باربد - نکیسا - سرکِب -

 بامشاد و رامتین در آن روزگار   می زیسته اند.

وضع ایران در زمان ساسانیان چگونه بود(درس چهاردهم)

 

پس از اردشیر شاهان ساسانی شهر تیسفون را پایتخت خود قرار داند چون

 قبل از تیسفون شهرهای زیادی مثل سلوکیه در آنجا ساخته شده بود به

 تیسفون و سلوکیه و چند شهر دیگر مداین یا شهرها می گفتند معروفترین

بنای تیسفون کاخ کسرا بود که  به ایوان مداین مشهور است.

 

 تصویر ایوان مداین یا کاخ کسرا در نزدیکی بغداد

 

اشراف دوره  ساسانی سه دسته بودند:

1- موبدان: روحانیان زرتشتی بودند که اداره ی آتشکده ها و امور دینی

 را بر عهده داشتند.

2- جنگاوران: فرماندهان سپاه بودند که دفاع از مرزها و شرکت در جنگ

 ها از وظایف آنان بود.

3- دبیران: کارمندان حکومت ساسانی بودند که کارهای مختلفی مانند نگه داری 

 حساب ها و نوشتن نامه ها را بعهده داشتند.

ماجرای مزدک 

در زمان قباد پادشاه ساسانی بر اثر خشکسالی بسیاری از مردم گرسنه

بود و ظلم و ستم پادشاه و بزرگان موجب نارضایتی مردم شده بود . مزدک

از این فرصت استفاده کرد و خواستار اصلاحاتی در امور کشور شد و قباد برای

جلوگیری از شورش مردم چاره ای جز قبول کردن پیشنهادات و اعتقادات مزدک

 نداشت ولی با مرگ او و برتخت نشستن  خسرو اول انوشیروان مزدک و مزدکیان

 را به قتل رساند.

 

 

 

شهر تیسفون و خرابه های ایوان مداین در 11 کیلومتری

شرق بغداد در کنار دجله قرار دارد و در هنگام تولد حضرت محمد

(ص) کاخ کسرا ترک خورده و قسمتی از آن فرو ریخت، پانزدهمین

 شاه ساسانی بهرام پنجم معروف به بهرام گور است. چرا که

علاقه زیادی به شکار گورخر داشت و گویا پدرش یزگرد اول در کودکی

او را به نزد نعمان، امیر دولت حیره فرستاد تا او را تربیت کند. او پادشاهی

 دادگر و خوشرو بود و در زمان او 1200 نوازنده  و رامشگر از هند به

 ایران آمد. مزدک که در زمان قباد مدعی اصلاحات شد پسر بامداد

 از مردم استخر فارس بود و از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید

 افلاطون در کتاب جمهوریت آیین جدیدی بوجود آورد که اساس آن

 اصلاحات اجتماعی است. نظریه اجتماعی او مبتنی بر مساوات

بود تقسیم ثروت بین افراد و بهره مندی اشتراکی از اموال و عیال

 که سنگ بنای نظریه ی کمونیست ها گشت. پس از قباد خسرو اول

 که به سبب خدمات و کارهای بزرگش پس از مرگ لقب انوشیروان

 (انوشک روان) یعنی روان بی مرگ یافت، بر تخت نشست،

 در زمان او یمن دست نشانده ایران شد. در زمان او برزویه طبیب

برای آوردن کتاب کلیله و دمنه به هند رفت و آن کتاب را از سانسکویت

 به زبان پهلوی ترجمه کرد و به ایران آورد. از آخرین پادشاهان معروف

 این سلسله خسرو دوم معروف به خسرو پرویز است. او طی دو

 جنگ با سردار خود بهرام چوبین بر او چیره شد. خسرو پرویز شخصی

 خوش گذران ستمگر و متکبر بود و به خاطر غرور او در جنگ با

امپراتور روم هراکلیوس، سپاه ایران پیروز شده بود حاضر به

 صلح نشد و در نهایت هراکیلوس به تجدید قوا و تجهیز سپاهیان

 رومی تا تیسفون پیش آمد و شهرهای ایران را غارت و ویران کرد.

زن معروف خسرو پرویز شیرین نام داشت که از مردم خوزستان

 و عسیوی مذهب و آشوری نژاد بود و دیگر زن او مریم دختر قیصر

 روم بود که پسرش قباد دوم از طرف بزرگان به جانشینی پدر برگزیده شد.

 

تأسیس سلسله ساسانی(درس سیزدهم)

 

ساسان یک روحانی زرتشتی و دارای مقام و منزلت در فارس

 بود و برای پسرش بابک، دختر حاکم فارس را گرفت پس از مرگ

حاکم فارس، داماد حاکم که همان بابک بود به قدرت رسید و فرزند آنها اردشیر

جانشینی پدر و حاکم فارس شد چون اردشیر یک روحانی زاده بود می خواست

 دین پدری و اجداد خود زرتشتی را که از رونق افتاده بود احیا و قدرتمند نماید،

بنابراین با کمک بزرگان کشور با اردوان پنجم آخرین شاه اشکانی جنگید و در دشت

هرمزگان بین شوشتر و بهبهان او را کشت و با پیروزی تمام سراسر ایران را تصرف

 و بنام پدر بزرگ خود، نام سلسله را ساسانی قرار داد.

 

 

 

ابتدا پایتخت خود را در فیروز آباد فارس بنا نهاد و یک سپاه دائمی بوجود آورد

تا این دو هدف را دنبال کند:

1- جلوگیری از قدرت یافتن حکمرانان در نواحی مختلف ایران.

2- جنگیدن با دشمنانی که به مرزهای ایران حمله کرده بودند بخصوص رومی ها.

و سپس با جمع آوری اوستا و منظم کردن دین زرتشتی قدرت دینی کشور

 را به موبد موبدان که رهبری زرتشتیان را بر عهده داشت واگذار کرد و دین

رسمی کشور را دین زرتشتی اعلام نمود.

 

شاهپور اول

بعد از مرگ پدر بر تخت نشست ولی در زمان او شخصی بنام مانی آیین

 جدیدی آورد و برای جلب توجه مردم کتابی بنام ارژنگ که کتاب نقاشی

 بود نوشت و همین اقدامات باعث تمایل شاهپور اول به مانی شد و شاه

 ایران مانوی گشت و با مرگ شاهپور اول موبدان زرتشتی مانی را کشتند

 و تبلیغ دیگر ادیان ممنوع شد.

 

 

در روم چه می گذرد

کنستانتین اولین امپراتور روم است که مسیحی شد و مسیحیت را دین

 رسمی کشور خود اعلام کرد.

کنستانتین برای نزدیک تر شدن به ایران پایتخت خود را از شهر رم در ایتالیا

به شهر قسطنطنیه (استانبول امروزی) منتقل کرد. این عامل باعث تقسیم

امپراتوری روم شد. زیرا یک دولت در قسطنطنیه و یک دولت در رم تشکیل شد.

 به دولتی که در قسطنطنیه بود دولت روم شرقی و دولتی که در رم بود دولت

روم غربی می گفتند.

 

 

در زمان ساسانیان به اعراب جنوبی ایران اجازه تأسیس حکومت داده شده

 این حکومت حیره بود که در نزدیکی کوفه امروزی بود . وظیفه ی دولت حیره ای

 این بود که جلوی هجوم اعراب بدوی (ابتدایی) رابه مرزهای ساسانی بگیرد.

 همچنین در شمال شرقی ایران دولت هپتال ها ساکن بودند که هر چند

 یکبار به داخل سرزمین ایران هجوم می آوردند.

 

 

 

 

 

 

همانطور که می دانید اردشیر بابکان موسس این

 سلسله نام پدر بزرگ خود را بر روی این دولت نهاد و در

 زمان پسرش مانی آیین جدیدی آورد - مانی پسر فاتک

 بود و سفرهای بسیار به نقاط مختلف کرده بود.

آیین مانی آمیزه ای از ادیان مسیحی، زرتشتی، بودایی

 و افکار فلسفی رایج در آن میان بود و به جز ارژنگکتابی

 بنام شاهپورگان داشت. شاهپور اول آیین مانی را راه حل مناسبی

 برای وحدت هر چه بیشتر قلمرو خود دانست و از او حمایت کرد.

 ولی پس از در گذشت شاهپور، پسرش هرمزد که جانشین پدر

 شده بود به تحریک موبدان زرتشتی مانی را دستگیر و کشت و

 پوست او را پر از کاه کرد و بر دروازه جندی شاهپور آویخت و از

 آن زمان دروازه ی باب مانی در اهواز معروف شد. در مقابل مانی

 کرتیر برای منظم کردن دین زرتشتی و اصول آن زحمات زیادی

 کشید و دین زرتشتی بصورت دین رسمی درآمد تا جای که تاج

 گزاری شاه باید توسط موبد موبدان زرتشتی صورت می گرفت.

 

 

چرا حکومت اشکانی منقرض شد ؟(درس دوازدهم)

 

اشکانیان چون به کمک خاندانهای بزرگ ایرانی دشمنان خود را سرکوب

 می کردند اداره آن قسمت را به دست خاندانهای ایرانی می دادند پس

بدون مشورت با آنها کاری انجام   نمی دادند.

اشکانیان دارای سه مجلس بودند:

مجلس اول: مجلس شاهی بود یعنی که از شاه و خانواده های اشکانی

و شاهزادگان تشکیل می شد.

مجلس دوم: مجلس بزرگان بود یعنی که در آن خاندانهای بزرگ و بزرگان

 برای مشورت  می آمدند.

مجلس سوم: مجلس مهستان بود در مواقع مهم دو مجلس بزرگان و

شاهی با هم تشکیل جلسه می دادند.

 

 

ضعف مهم آن نداشتن ارتش دائمی بود چون از خاندانهای بزرگ سرباز

 و نیرو می گرفتند و همچنین دین واحدی نداشتند و در قسمت شرق

ایران بودایی ها و در غرب ایران مسیحیان حضور داشتند و دولت کوشانی

از بودایی ها حمایت می کرد و دولت روم از مسیحیان ایران بود.

زرتشتیان در زمان اشکانیان بیشتر در فارس و خراسان و آذربایجان حضور

 داشتند و دینهایی چون پرستش مظاهر طبیعی مانند ستاره - ماه – خورشید -

و مهر نیز رواج داشت.

در چنین اوضاع نابسامانی فرمانروای فارس اردشیر بابکان که طرفدار سر سخت

دین زرتشتی بود با کمک بزرگان کشور در جنگ با اردوان پنجم آخرین پادشاه

 اشکانی پیروز شد و دولت اشکانی را پس از چهارصد و هشتاد سال منقرض کرد.

 

 

 

 

 

 از یادگارهای فرهنگی مهم دوره ی اشکانیان، داستان

 پهلوانان آن دوره است. داستان پهلوانان دوره ی اشکانی

در کتاب مشهور شاهنامه نقل شده است. شاهنامه را فردوسی

 شاعر معروف در قرن پنجم هجری بر اساس داستانهایی

 که از قدیم بر جا مانده بود به نظم در آورد شاهنامه که تاریخ

ایران باستان بصورت داستانی بیان کرده است، در بردارنده شرح

حال پهلوانان و اعمال آنان می باشد. از جمله گودرز که رئیس یک

خانواده اشکانی بوده و تعداد زیادی از افراد خانواده اش چون گیو و بیژن

از پهلوانان معروف آن عصر بوده اند آنان که فرماندهان اسواران

بوده اند (به مردمان سوار کار و جنگجو اشکانی اسواران می گفتند )

 در مقابل مهاجمانی چون کوشانی ها و اقوام صحرا گرد شمال

خراسان جنگیده اند.

رستم از جمله پهلوانان معروف شاهنامه فردوسی است. او از

 خاندان زال بوده که با خاندان گودرز خویشاوند بوده است. خاندان

زال که حاکم منطقه سیستان بوده اند در بسیاری از جنگ ها

بخصوص در برابر کوشانی ها و پادشاهان کابل و هند و دیگر

مهاجمانی که از سمت مشرق به ایران حمله می کرده اند

ایستادگی نموده اند.

شرح حال رستم که در قسمت های زیادی از شاهنامه نقل

گردیده باحکایات عجیب و سخنان شگفت آمیخته شده و صورتی

داستانی همراه با اغراقات زیاد همراه است. چنانکه رستم و گودرز

 و همه ی افراد خاندان آنان که همگی در جنگ با مهاجمان

خارجی کشته می شوند در حد یک پادشاه و منجی کشور مورد

ستایش واقع شده اند.

 

اشکانیان بیگانگان را از ایران بیرون راندند(درس یازدهم)

 

 

پارتها دیگر گروه آریایی ساکن شمال شرقی ایران بودند که در کنار دامداری ،

سوارکارانی چابک و تیراندازانی ماهر بودند. رئیس یکی از قبایل پارتی ارشک

 یا اشک بود که محل زندگی آنها در کنار جاده ابریشم و نزدیک شهر صد دروازه بود.

 و سلوکیان مجبور بودند با آنها دوست باشند و آنها را از خود راضی نگه دارند در

همان زمان گروهی از یونانی ها که در آسیای مرکزی ساکن بودند با سلوکیان دچار

اختلاف شده و دولت یونانی باختر را بوجود آوردند. باختریان برای مقابله با سلوکیان

از پارت ها کمک خواستند - پارت ها چون خواهان بیرون راندن یونانی ها از ایران بودند

ابتدا سلوکیان را شکست دادند و سپس با حکومت باختر جنگیدند و قسمت های

شرقی ایران را گرفتند.

 

 دیگر خاندانهای ایرانی نیز به پارتها یا اشکانیان کمک کردند و سلوکیان را از

 برخی مناطق بیرون کردند و اشکانیان حکومت آن نواحی را به خود خاندانهای

 ایرانی سپردند در آن زمان دو خاندان بزرگ ایرانی وجود  داشت:

1- خاندان قارن که : نسب خود را به کاوه ی آهنگر می رساندند و در مازندران ساکن بودند.

2- خاندان ساسان که : نسب خود را به اسفندیار پهلوان ایرانی می رساندند و

 در فارس ساکن بودند .

 

 یک جنگجوی پارتی ( اشکانی )

 

اولین شخص پارتی که حکومت مستقل به وجود آورد اشک بود - دومین

شاه آنها تیرداد برادر او بود و بدین ترتیب سلسله اشکانیان به تدریج قلمرو

 خود از شرق به سمت جنوب و غرب ایران گسترش دادند. مثلاً فرهاد دوم

 (اشک هفتم) موفق شد پادشاه سلوکیان را به قتل رساند و مهرداد دوم

 یا اشک نهم قلمرو اشکانیان را بسیار وسیع نمود.

 

 

همسایگان ایران در زمان اشکانیان

 

 

  

  

کوشانی ها در شرق ایران بودایی بودند. در غرب ایران دولت روم در

 کشور ایتالیای کنونی به پایتختی شهر روم تأسیس شد و کم کم سرزمین

 های اطراف دریای مدیترانه، سوریه، فلسطین و ترکیه ی امروزی را به تصرف

 خود در آوردند و با اشکانیان همسایه شد.       رومی ها به پادشاه خود

امپراطور می گفتند. در چنین شرایطی حضرت عیسی (ع) در فلسطین

ظهور کرد و مردم ستمدیده که زیر ظلم رومیان بودند به او ایمان آوردند.

 حضرت عیسی با سفر به شهرها و روستاها مردم را به یکتاپرستی و

 کارهای نیک دعوت می کرد. دوازده نفر از یاران او که در کارها یاریش می کردند

 به حواریون مشهور شدند. حواریون سخنان او را گرد آوری کرده و انجیل

 نامیدند و با گذشت زمان پیروان آن حضرت که مسیحی نامیده می شدند

افزوده شد تا جایی که خود امپراتور و بزرگان نیز به مسیحیت گرایش پیدا کردند .

 

کولر سه ام میدان ورزشی رم باستان

 

 

دولت اشکانی نزدیک به 480 سال حکومت کردند. صد

سال اول به گسترش و قوام حکومت آن مربوط می شود. در

 اواسط دوره اشکانی روزگار عظمت و شکوه اشکانیان است.

در آخر حکومت آنها مرکز قدرت از خراسان به فارس منتقل گشت،

چون شاهان اشکانی برای تصرف نواحی مختلف از بزرگان و خاندان

های آن مناطق کمک         می گرفتند، پس از پیروزی اداره حکومت

مناطق تصرف شده را به آن خاندان ها واگذار می کردند که در این

 هنگامه یک شاه با چندین شاه محلی همزمان حکومت

 می کردند که در اصطلاح به حکومت ملوک الطوایفی معروف است.

 زبان آنان به پهلوی معروف است به زبان پهلوی شمالی، زبان پارتی

یا اشکانی و به زبان پهلوی جنوبی، زبان پارسیک یا پهلوی ساسان

 می گویند. و خط اشکانیان آرامی بود که از هخامنشیان به ارث

مانده بود. و سکه

های مهرداد چهارم و بلاش اول و اردوان پنجم به زبان پهلوی و

خط آرامی ضرب شده است.

حضرت عیسی (ع) مقارن با حکومت فرهاد چهارم، چهاردهمین

 پادشاه اشکانی در فلسطین ظهور کرد. یک ایرانی در ارمنستان

 به نام گریگوری مسیحی شد و توانست مسیحیت را در میان

 ارامنه گسترش دهد. با مسیحی شدن مردم ارمنستان دولت

 روم کوشید تا آن را از دولت اشکانی جدا سازد، زیرا اشکانیان

 بیشتر زرتشتی بودند.

 

 

 

 

چند آثار معروف اشکانی در نقاط مختلف ایران:

1- خرابه ی  معبد کنگاور معروف به معبد آناهیتا در استان کرمانشاه.

2- در بیستون، گودرز اشک بیستم به تقلید از داریوش کتیبه ای به خط و زبان یونان دارد.

3- در تنگ سائولک در کوههای بختیاری نقش یک ملکه ی اشکانی در

 میان سه مرد دیده می شود .

4- در شهر سر پل زهاب کرمانشاه نقش برجسته ی گودرز اشکانی با

 کتیبه ای به زبان پهلوی اشکانی دیده می شود.

5- در سالهای اخیر در ناحیه ی نسا در نزدیکی عشق آباد جمهوری

 ترکمنستان که مقر پادشاه اولیه اشکانی بود آرشیو بزرگی محتوی اسناد

 مالی که بر روی پاره های سفال به خط پهلوی اشکانی بدست آمده است.

 

چرا هخامنشیان سرنگون شدند؟(درس دهم)

 

 در حکومت هخامنشی هیچ کسی حق نداشت در امور کشور

دخالت کند زیرا همه ی کارها در دست پادشاه بود و قدرت بی اندازه ی پادشاه ،

شاهزادگان را به فکر کسب قدرت می انداخت و شاه نیز در فکر قتل شاهزادگان

 بر آمد در نتیجه به دلیل قدرت طلبی، کشتار در بار زیاد می شد و طولی نکشید

 که شاهان هخامنشی افرادی نالایق و ضعیف شدند و شهربان ها از آنها  اطاعت

نمی کردند و به میل خود بر مردم ستم می کردند در نتیجه سرزمین هایی مثل مصر –

 بابل و یونان از مجموعه ی هخامنشی جدا شد.

 

 

 

 

ظهور اسکندر :

 

 

در شمال کشور یونان شخصی بنام اسکندر از مردم مقدونیه به قدرت رسید.

 او که یک نظامی جاه طلب بود. از اختلاف یونانیها استفاده کرد و آنجا را گرفت و

دشمنی یونانی ها با ایرانیان را بهانه قرار داد و با لشکر یونانی ها به

 ایران حمله کرد و یونانی ها برای     انتقام جویی و بدست آوردن غنیمت

او را همراهی کردند و هنگامی که ایران در زمان داریوش سوم آخرین پادشاه

 هخامنشی در نهایت ضعف و ناتوانی بود، به ایران حمله کرد و داریوش سوم

 شکست خورد و اسکندر بجز ایران، مصر و قسمتی از آسیای مرکزی و هندوستان

 را تصرف کرد ولی در بابل مریض و در گذشت.

 

 

 

پس از مرگ اسکندر سردارانش قلمرو او را سه قسمت کردند ایران – یونان و مصر که ایران سهم سلوکوس شد .

 

 

ایران از مصر و یونان مهم تر بود چرا؟ به دو علت

1- بزرگتر و پر جمعیت تر بود

2- میراث تمدن بزرگ هخامنشیان را داشت

سلوکوس و جانشینان او را سلوکیان می گویند ، سلوکیان در ایران شهرهایی

بنا کردند و عده ای یونانی را در آنها ساکن نمودند .بیشتر این شهرها در

 مسیر جاده ابریشم بود .

 

 

 

داریوش سوم برای فراهم آوردن سپاهی بزرگ بسوی شرق و

خراسان رفت ولی در نزدیکی دامغان دو تن از سرداران خیانتکار

او را  کشتند و حکومت دویست و بیست ساله ی هخامنشیان را

 به پایان رساندند . اسکندر در تخت جمشید بدستور زن بدطینت خود

تائیس، آن کاخ با شکوه را به آتش کشید. و در بابل در سن 31 سالگی

 در اثر افراط در شرابخواری با به عبارتی نوشیدن شراب زهرآلود تبی

 شدید بر وی دست داد و در آنجا در گذشت. ایران سهم سلوکوس

نیکاتر شد - مصر به بطلمیوس رسید و در یونان آنتی گون قدرت را

بدست گرفت.

سلوکوس شهر سلوکیه در کنار دجله بنا کرد و به همراه جانشینان

 خود هشتاد سال در ایران فرهنگ یونانی یا هلنیسم را رواج داد.

و او را عامل بزرگ یونانی کردن مشرق زمین می دانند. و یکی از

شهرهای مهم آنها در ایران صد دروازه یا هکاتم پولیس در جنوب غربی

دامغان فعلی بنا کرد ولی رفته رفته در شرق سلوکیان، پارت ها یا

اشکانیان و در مغرب آنها دولت جدید روم توانستند حکومت آنها را

 محدود و آنها را از بین ببرند.

اوضاع اداری و همسایگان ایران در زمان هخامنشیان(درس نهم)

 

داریوش پس از قتل گئومات ، سه سال با مخالفانش جنگید تا توانست

 همه ی آنها را به اطاعت خود در آورد و در کتیبه ی بیستون که در 20 کیلومتری

مشرق کرمانشاه در    منطقه ی بیستون که از او به یادگار مانده چگونگی جنگ

های خود و طرز مجازات دشمنان خود را شرح داده است. او پس از سر کوبی

 دشمنان کسانی را که در قتل گئومات و آرام کردن کشور کمک کرده بودند در راس امور قرار داد.

 

شهر بانها در حقیقت استاندار منطقه بودند که یک فرمانده نظامی و یک کارمند

 نیز آنرا کمک می کردند داریوش برای جابجایی نامه ها و پیام از چاپار و چاپارخانه 

استفاده می کرد چاپار قاصد بود که با استفاده از اسب های تندرو پیام هاو نامه ها

 را از جایی به جای دیگری می برد و چاپار خانه ها محل هایی بودند که در آنجا چاپار ها،

 اسب های تازه نفس و غذا دریافت می کردند . البته چاپار ها نقش مامور مخفی

 و جاسوس داریوش را نیز داشتند و اخبار پنهانی را به اطلاع شاه می رساندند.

 

 

پایتخت تابستانی هخامنشیان هگمتانه بود  که به آن اکباتان می گفتند.

پایتخت زمستانی آنها شهر شوش بود و معروفترین پایتخت آنها تخت جمشید

 پایتخت بهاری بود که جشن عید نوروز با شکوه خاصی برگزار می گردید و

 اقوام مختلف با هدایای خود در این  جشن شرکت می کردند.

 

نمونه ای از سرستون های تخت جمشید

نقش نمایندگان ملل تابعه با هدایایی در تخت جمشید

به دستور داریوش در کنار شهر پارسه بنایی عظیم ساخته شد که

 تخت جمشید نام گرفت پس از داریوش جانشین او از جمله خشایارشا

نیز به تکمیل آن پرداختند. تخت جمشید معروفترین پایتخت هخامنشیان

شامل مجموعه ای از کاخ های عظیم بود که هنوز  ویرانه های آن باقی است.

پادشاهان هخامنشی دستور داده بودند برای آن ها مقبره هایی در دل سنگ به وجود آورند.

یونان

یونان از گذشته های دور همسایه مهم ایران بوده است. دو شهر اسپارت

 و آتن از شهرهای مشهور یونان بودند. اسپارت مردمی جنگجو داشت و پادشاهی

 مستبد بر آنها حکومت می کرد ولی مردم آتن حاکم شهر را از میان خود و از طریق

 انتخابات تعیین می کردند و بیشتر دریا نورد و بازرگان بودند و به علم و دانش علاقمند

 بودند سقراط ، افلاطون و ارسطو سه دانشمند بزرگ یونانی در آتن بودند. جنگ های

ایرانیان و یونانی ها در زمان هخامنشیان بسیار اتفاق افتاد که گاه ایرانیان و گاه یونانی

 ها پیروز بودند.

 

 

 

    سقراط                      افلاطون                    ارسطو

 

 

 

 

 اینجا مقبره سه شاه هخامنشی خشایارشا – داریوش

 اول و اردشیر دراز دست در منطقه ی نقش رستم است

 نقش رستم در نزدیکی تخت جمشید قرار دارد. ارتفاع این مقبره ها

 از سطح زمین حدوداً 8 تا 10 متر است و علت آن این است که

پادشاه هخامنشی خود را نماینده خدا در روی زمین می دانستند

 یعنی بین مردم و خدا.

و اعتقاد داشتند که مقبره آنها باید مثل مردم در زمین نباشد بلکه

بالاتر از مردم و نزدیک تر به خدا باشد.

سلسله هخامنشی چگونه به وجود آمد (درس هشتم)

 

کورش: مردی که غرب و شرق را به هم رساند « ذوالقرنین قرآن »

 

 

 

اعلامیه حقوق بشر کوروش

«منم کوروش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند،

شاه انشان، شاه بابل، شاه سومر واکد شاه چهار کشور،

پسر کمبوجیه (اسپنتان) شاه شهرانشان ،هنگامی که من با

صلح و آشتی به بابل در آمدم و در میان شادمانی مردم بر تخت

شاهی نشستم، مردوک (رب النوع بابلی ها ) دلهای مردم نجیب

بابل را به سوی من متمایل کرد. همه ی پادشاهانی که در کاخ

های ممالک جهان نشسته اند از دریای بالا تا پایین (مدیترانه تا خلیج فارس)

در بابل به پای من خراج ها را نثار کردند پاهای مرا بوسیدند.

از خدایان شهرها تمنا دارم که همه روزه برای طول عمر من دعا

کنند و بگویند عمر کوروش شاه و پسرش را که ستاینده ی تواند

 طولانی فرماید» این اعلامیه که یک استوانه از گل پخته است

دارای چهل و پنج سطر است که به عنوان اولین اعلامیه ی

حقوق بشر جهانی معروف است.

 

مقبره ی کوروش در منطقه ی پاسارگاد 20 کیلومتری تخت جمشید 

 

 

 

 

 

 

کوروش که مادرش ماندانا دختر آژی دهاک بود تا 12 سالگی

توسط چوپان پادشاه و به قولی توسط یک ماده گرگ پرورش یافت

چون بخاطر خوابی که آژی دهاک دیده بود باید کوروش در

نوزادی کشته می شد ولی وزیر آژی دهاک که هارپاک بود آن

را به اسپاکو، چوپان شاه داد  تا بزرگ کند ولی این راز فاش شد

و آژدی هاک دستور داد پسر وزیر را کشته و غذایی از آن درست

کردند و در یک جشن به خورد وزیرش داد و وزیر کینه شاه را در دل

گرفت تا اینکه نوه ی آژی دهاک یعنی همین کوروش بعنوان حاکم

و فرمانروای سرزمین پدریش پارس انتخاب شد از اطاعت پدربزرگ

سرباز زد و وقتی سپاه هارپاک عازم فارس شد به جای جنگ با

کوروش با سپاه پارس متحد شده به هگمتانه آمده و آژیدهاک را

سرنگون کردند. و از این تاریخ به بعد کوروش بنام جد پدرش هخامنش

نام سلسله ی خود را هخامنشی نامید. راستی یکی از قبایل مهم پارس ها پاسارگاد نام داشت و هخامنش رئیس این قبیله بود. کوروش

بجز سرزمین پارس ها خوزستان یا انشان را گرفت و پس از

تصرف سرزمین ماد با تصرف بابل و آزادی اسیران بنی اسرائیل با

لیدی ها همسایه شد و پس از جنگ با کرزوس لودیه و شهر

 سارد را که ثروت فراوانی داشت تصرف کرد ولی با کرزوس بخوبی رفتار کرد و

 او را از مشاوران خود ساخت ولی در حمله به شمال شرقی

ایران و درگیر شدن با قوم

 ماساژت که رهبر آن زنی بنام تو می رسی بود کشته شد

و پیکر او را به پاسارگاد آوردند و در مقبره او که سنگ نوشته ای

 به خط میخی پارسی باستان دارد و روی آن نوشته (منم کوروش ، شاه هخامنشی )

 

 

 

 

گروهی از آریایی ها که در جنوب ایران ساکن شدند پارس ها بودند

 که نام سرزمین آنها پارس یا فارس نامیده شد یکی از قبایل مهم و بزرگ

 پارس ها ، قبیله پاسارگارد بود که رئیس آن هخامنش بود .

 

 

فرزندان هخامنش پس از پارس شمال خوزستان را گرفتند و با پیشرفتهای

 ایلامی ها و بابلی ها آشنا شدند و بسیاری از فنون کشاورزی و

 شهرسازی و نوشتن را از آنها فرا گرفتند. کوروش که بنیانگذار هخامنشیان

 است پس از جنگ با آژی دهاک (پدر بزرگ خود ) او را شکست داد و سرزمین

مادها را گرفت البته در این کار بزرگان ماد با او همکاری  می کردند.

 

 

 

این کار پادشاهان لیدی(کروزس)، بابل(بنونید) و مصر(آمازیس) را به

 وحشت انداخت چون آنها می ترسیدن که کوروش به کشور آنها حمله کند

 و البته کوروش این کار را به ترتیب انجام داد یعنی ابتدا سارد پایتخت لیدی

 را تصرف کرد و بعد شهر بابل را و اعلامیه حقوق بشر بابل را منتشر کرد و پس

 از گسترش قلمرو ایران در جنگ با ماساژت ها در شمال شرقی ایران کشته شد.

 

 

 

پس از مرگ کوروش پسر بزرگتر کمبوجیه جانشین پدر شد و پس از آن که

 به پادشاهی رسید تصمیم گرفت کشور مصر را فتح کند و چون می ترسید

 در زمان لشگر کشی به مصر برادرش بردیا به فکر پادشاهی بیفتد دستور

 داد مخفیانه بردیا را به قتل رساندند.

و مصر را فتح کرد ولی در مصر خبر رسید که بردیا بر تخت نشسته است و از شنیدن این

 خبر متعجب و ناراحت شد به سرعت به سوی ایران برگشت ولی در بین راه در حوالی

 بابل شمشیر خودش وارد ران پایش شد و بر اثر آن در گذشت.

 

 

 

بردیای دروغین که بود ؟

کسی که خود را بردیا نامید، شخصی بود از مردم ماد بنام گئومات

که برادرش نگهبان کاخ کمبوجیه بود و از راز قتل بردیا با خبر بود و در زمان

 غیبت کمبوجیه توانست برادرش را بنام بردیا وارد کاخ کند و سه سال با حیله

و نیرنگ جای شاه واقعی را بگیرد ولی برای جلب رضایت مردم مالیات ها را بخشید

ولی در نهایت داریوش فرمانده بزرگان پارسی که پدرش ویشتاسب پسر عموی

 کوروش میشد متوجه این نیرنگ شد و با کشتن او تاج و تخت هخامنشی را صاحب شد.

 

نخستین حکومتی که ایرانیان بوجود آوردند(درس هفتم)

 

 

 

 

 

مادها مردمانی بودند آریایی نژاد که در ابتدای قرن هفتم

ق.م سلطنت ماد، را تأسیس کردند آنها به ایران آمده در

 آذربایجان و کردستان امروزی سکنی گزیدند. بنیانگذار پادشاهی

 ماد امیری ایرانی بنام دیا اکو بود که پنجاه سال پادشاهی کرد و

نوه ی او هوخشتر که هرودت نام او را کیاکسار نوشته است، بزرگترین

 پادشاه ماد است. او از شکست پدرش فره ورتیش در برابر آشور

درس عبرت گرفت و ارتشی منظم ساخت و فرماندهان و بزرگان

 قوم سکاها را در یک میهمانی مست کرد و همگی را کشت. با

کمک (بنوپولاس سار فرمانروای بابل ) نینوا را نیز تسخیر کرد. باید

دانست هوخشتر برای تحکیم روابط خود با دولت بابل نوه خود که دختر

ایختودیگو بنام آمجاتی را به بخت النصر پادشاه بابل داد و او باغهای

معلق بابل را برای این بانوی ایرانی ساخت که به غلط به سمیرامیس

ملکه ی آشور نسبت می دهند. و در آخر آژی دهاک خوش گذران در

 سال 550 ق.ه از بین رفت  بابلی ها، ایلامی ها و آشوریها  همسایه

های ماد بودند. اتحاد مادها باعث شد که آشوری ها در حمله به غرب

ایران از آنها شکست خورده و دیگر نتوانند به آنجا حمله کنند. نوه ی

 دیا اََُکو، هُوَخشَترَ توانست با کمک گرفتن از بابلی ها شهر نینوا را

 تصرف و دولت آشوری را سرنگون کند .

 

مادها ضعیف شدند ، سه دلیل ضعیف شدن آنها :

اول : خوش گذرانی پادشاه مادها بود (بخصوص آخرین آنها

 یعنی آژی دهاک )

دوم : کارهای بزرگان و روسای قبایل بود چون آنها اموال و

 چراگاههای مردم را به زور می گرفتند .

سوم: دیگر اقوام ایرانی مثل پارت ها و پارس ها با اینکه مالیات

به مادها می دادند ولی ناراضی بودند چون به کار آنها رسیدگی نمی شد .

 

 

 

 

دیااکو

کد خدای دهکده بود، به فرمانروایی و پادشاهی رسید، بنای هگمتانه

فره ورتیش

به آشوریها حمله کرد و شکست خورد، قلمرو داخلی مادها را گسترش داد

هوخشتر

اتحاد ماد با بابل، شکست دادن آشوری، همسایگی با کشور لیدی

آژی دهاک

خوش گذرانی، نارضایتی پارس ها از او، سقوط ماد توسط کوروش

 

 

برخی از آثاری که به مادها نسبت داده اند از این قرار است :

1 – مجسمه ی شیری از سنگ در شهر همدان میدان سنگ شیر

2- صورت مردی در دخمه ای در سر پل زهاب در شمال کرمانشاه

3- دخمه ای در 50 کیلومتری شرق کرمانشاه که در بالای آن نقش فروهر

 (روح جاویدان) حجاری شده است.

4- دخمه ای در روستای اسحاق و مرکز کرمانشاه که پیکر شخصی در حال نیایش است.

 

آریایی ها چه کسانی بودند؟(درس ششم)

مسیر مهاجرت آریایی ها به ایران و هند و اروپا

 

 

 

آریایی ها وقتی وارد ایران شدند به کار دامداری خود ادامه دادند چون ایران

سرزمینهای  کوه ها و دشتها بود و برای زندگی کوچ نشینی مناسب بود.

 

 

 

پس از استقرار آریایی ها در داخل فلات ایران کم کم با شیوه ی زندگی

کشاورزی و یکجانشینی اقوام قبل از خود که ما به آنها اقوام قبل از آریایی

(ایلام ها) می گوییم آشنا شدند و به همراه دامداران به کشاورزی مشغول شدند.

زرتشت پیامبر در میان آریایی ها ظهور کرد و مردم را به پیروی از اهورا مزدا

 (دانای بزرگ)    و جنگ با اهریمن (شیطان) دعوت می کرد. به پیروان زرتشت

 زرتشتی می گویند و کتاب مقدس زتشتیان اوستا است.

 

نمونه هایی از آثار سفالین تپه سیلک کاشان که

 قبل از ورود آریایی ها ساخته شده است.

 

 

 

آریایی به معنی اصیل، نجیب و شریف می دانند و دلیل

 آن این است که آنان اقوام قدیمی ساکن در مسیر مهاجرت

 خویش را مغلوب و مطیع خود می ساختند و زیر دست خویش

 می دانستند و اصیل و شریف بودن را مختص خود می داشتند.

 آنان سوارانی دلیر و قوی بودند و در زندگی قبیله ای خود اتحاد

 و انضباط خاصی داشتند - طبق داستانهای که از ایران و هند

باستان باقیمانده در آن هنگام فرمانروای آریایی ها جمشید بوده

 که پس از شکست دیوها جشن نوروز را بر پا کردند . آریایی ها

دشمنان خود را دیو می نامیدند.

میترا رب النوع پهلوانی و دلیری آنها بود.ایرانیان به آتش به دیده

احترام می نگریستند و حفاظت از آتش نقش مذهبی و مهم پدر

 در خانواده بود - علت احترام به آتش نشانه دوام خانواده و

 استحکام آن است - و نگه داشتن دائمی اجاق خانواده، به

 منزله ی اعتقاد به حضور جد خانواده بود و اصالت خون و حفظ

نسب یکی از ویژگی های مردان آریایی بود.

 

زرتشت:

زرتشت در زمان گشتاسب زندگی می کرد و زمان او زمان تغییر

حیات ایرانیان از زندگی شبانی به کشاورزی بود و زرتشت در فکر

اصلاح اعتقادات ایرانیان بر آمد بنابر اعتقاد زرتشت اهورا مزدا با دانای

بزرگ است و هیچ خدایی بالاتر از او نیست - به روحانیون زرتشتی

مغ یا موبد می گویند بنابر اعتقاد زرتشتیان پس از مرگ زرتشت هر

 هزار سال یک نفر پیدا می شود که سوشیانس نام دارد و منتظر

 مصلح آخر الزمان هستند.

زرتشتیان مظاهر خیر را ایزد می نامند از ایزدان مهم آنان آناهیتا

ایزد آبهای روان است و به همین جهت آبان، ایزد کشاورزی

به شمار می رود. تعلیمات زرتشت در کتاب اوستا جمع شده

است و اوستا مشتمل بر سروده های منسوب به زرتشت است -

امروز تنها قسمت های از اوستا مانده است بعدها موبدان کتابهای

در مورد قوانین دین زرتشتی نوشتند که از جمله آنها کتاب وندیداد یعنی

 قوانین ضد دیوها می باشد.

 

 

شهرها و کشور های دنیای قدیم (2)(درس پنجم)

 

 

 

مصر زاده ی رود نیل :

        

 

 

حدود 5000 سال پیش تمامی سرزمین مصر زیر فرمان دو حکومت

بود یکی مصر علیا در جنوب به پایتختی تِب با نشان حکومتی تاج

 سفید و دیگری مصر سفلی یعنی در شمال به پایتختی ممفیس

 با نشان حکومتی تاج قرمز رنگ --> در حدود 3000 ق.م فرعون

به نام منس (menes) حکومت شمال و جنوب را متحد ساخته

 و نشان حکومت تاجی سفید و قرمز شد که نشانه ی اتحاد مصر بود.

 

 

لیدی

 

 

با استفاده از سکه به بازرگانی پرداختند، همین امر آنها را ثروتمند کرد.

 پایتخت لیدی ها شهر سارد بود که ثروت زیادی برای ساخت آن خرج کرده

بودند. لیدی ها با مردمان یونان و فینیقیه روابط بازرگانی زیادی داشتند.

 

 

از لیدی بیشتر بدانید:

آلیات در قرن هفتم قبل از میلاد پادشاه معروف لیدی بود

 که دولت خود را ثروتمند ساخت ولی لیدی ها علی رغم

 ثروت فراوان دارای نیروی نظامی کافی نبودند و برای تأمین

اهداف سیاسی و نظامی خود متکی به پول و مزدوران خارجی بودند.

 در نتیجه این دولت هنگامی که با دولت جوان و پر قدرت هخامنشی

روبرو شد در سال 564    ق.م توسط کوروش سرنگون شد و از میان رفت.

 

 

 

از فینیقیه بیشتر بدانید:

 

در هزاده دوم قبل از میلاد فینیقی ها در محل کنونی

لبنان که از مردم سامی نژاد هستند ساکن شدند. الفبا که

 اختراع آنها بود خواندن و نوشتن را بسیار آسان ساخت فنیقی

ها برای تسلط بیشتر بر سواحل مدیترانه و حتی دسترسی به اقیانوس

اطلس پایگاه هایی را ساخته بودند که یکی از پایگاه های آنها در

مدیترانه ی جنوبی کارتاژ در کشور کنونی تونس بود.

ثروت زیاد فنیقی ها و عدم اتحاد بین شهرهای آن باعث حمله ایرانیان

به آنان و از بین رفتن دولت آنها شد و تنها شهر کارتاژ برای قرنها در

سرزمین تونس به حیات خود ادامه داد و فرهنگ فنیقی را حفظ کرد.

 

 

 

یونان: « کشوری دولت شهرها »

کشور یونان نیز از دیر باز در کنار کشورهای لیدی و مصر و فنیقیه در

تجارت و تبادل افکار نقش مهم و بسزایی داشته است یونانی های شهرنشین

 با فرا گرفتن دانشی از ملل دیگر، خود صادر کننده فکر و اندیشه به سایر نقاط شدند

 و در آن زمان با مردم سواحل مدیترانه  روابط بازرگانی بسیار زیادی داشتند.

راستی کشور های لیدی - فنیقیه و قسمتی از یونان برای مدتی به تصرف ما ایرانیان در آمد.

 

کشور

پایتخت

اقدامات

ایلام شوش

حدود 4000 سال پیش  در کنار رود کارون، استفاده از خط،  انقراض به وسیله ی آشوری ها

مصر تِب

حدود 5000 سال پیش در کنار رود نیل، استفاده از خط   انقراض به وسیله ی ایرانیان

فنیقیه صور  

3500 سال پیش  در لبنان، اختراع الفبا، تجارت، فتح فنیقیه به وسیله ی ایرانیان

لیدی سارد 

3000 سال پیش در غرب ترکیه، اختراع پول، تجارت، فتح لیدی به وسیله ی ایرانیان

یونان آتن  

3000 سال پیش در یونان امروزی، کسب دانش از ملل دیگر، فتح قسمتی از یونان به وسیله ی ایرانیان

 

ایلام : «کشوری در کوه و دشت »  

 

 

یک ظرف ساخته شده از گل مربوط به مردم ایلام (به نقاشی روی ظرف دقت کنید)

محل نگهداری موزه ایران باستان - تهران

 

زیگورات چغازنبیل شوش - مربوط به تمدن ایلامی

 

 

از ایلام بیشتر بدانید:

 

مهمترین تمدنی که در ایلام قبل ار آریایی ها وجود داشته

 تمدن ایلامی می باشد. این تمدن در دشت خوزستان و

کوهستانهای اطراف آن به وجود آمده است. خاک مساعد -

آب فراوان و هوای معتدل و گرم از عوامل رونق و گسترش تمدن

 ایلامی بوده است. اوج قدرت ایلامی ها در قرن 13 ق.م بوده

پادشاهان ایلام برای رب النوع ایلامی ها « این شوشیناک » نام داشته

که به معنای خدای شوش است.

 

شهرها و کشورهای دنیای قدیم (1)(درس چهارم)

 

 

 

 

 

 

خوب شهرهای قدیمی چگونه بودند:

شهرها نگهبان داشت. حاکم داشت (به کسی که حکومت را در دست داشت

حاکم می گفتند). مردم آنجا داد و ستد می کردند. بعضی ها وسایل مورد نیاز

کشاورزان را  می ساختند و می فروختند و بعضی محصولات کشاورزی را. و عده ای

مامور جمع آوری مالیات بودند.

راستی: قدیمی ترین شهرها در کنار رودخانه ها بوجود آمدند.

 

بین النهرین (میان رودان)

 

 

سومر شهرهای کوچک و بزرگ داشت. یکی از شهرهای مهم آن اور بود.

 حاکم سومر در اور زندگی می کرد. صنعتگران ماهر و هنرمندان بسیاری نیز

در سومر زندگی می کردند نمونه کارهای آنها در پنج هزار سال پیش را نگاه کنید.

 

حاکم کشور سومر برای خودش مأمورانی داشت که مالیات برای آن

جمع آوری می کردند و آنها برای آن که بتوانند حساب مالیات ها و داد و ستد

ها را نگه داری کنند از نوشتن استفاده کردند.

البته مثل ما که نمی نوشتند بلکه شکل هر چیزی را رسم می کردند تازه نه روی

کاغذ بلکه روی لوحه های گلی. نگاه کنید.

 

و اینگونه بود که خط بوجود آمد.

 

 

 

1- مرحله تصویر نگاری

در ابتدا برای نوشتن هر چیز شکل آن را رسم می کردند؛

 مثلاً برای نوشتن «گل» شکل آن را می کشیدند.

 

این گونه نوشتن دشوار بود؛ زیرا رسم تصاویر فراوان کاری

 مشکل و طولانی است و نمی توان همه چیز را نیز رسم کرد؛

 مانند زمان، جنوب، روح، جان و ...

 

2- مرحله اندیشه نگاری

رفته رفته برای نوشتن نام اشیا یا اندیشه ها علامت هایی

 در نظر گرفتند؛ مثلا در مصر باستان شکل یک «گل لاله» به معنای

 «جنوب» بود، زیرا گل لاله فقط در جنوب این کشور می رویید. در

 زیر تعدادی از این علامت ها را می بینید.

این گونه نوشتن نیز دشوار بود؛ زیرا برای نوشتن هر چیز یا چیز یا

 هر یا هر اندیشه ای لازم بود علامتی در نظر بگیرند؛ بدین ترتیب،

بایستی هزاران علامت به وجود می آوردند.

 

3- مرحله الفبایی

سرانجام انسانها پی بردند که می توانند برای هر صدا یک علامت

 (حرف) به کار ببرند؛

 

ا   ب   پ   ت   ث   ج   چ   ح   خ

 

به این علامت ها، حروف الفبا می گویند. تعداد حروف الفبا

 کم است و به راحتی می توان با کنار هم گذاشتن چند حرف آن

یک کلمه ساخت؛ مثلا با حروف «م، ا، د» می تواند این کلمه ها را

 ساخت: دام، ماد، آدم، مداد، مدد، دد، دم، مدام و ...

 

اختراع خط یعنی توانایی انسان برای ثبت دانش. پس به دوره ی قبل

از پیدایش خط را   می گوییم دوران ما قبل تاریخ و مورخان معتقدند

دوران تاریخی زندگی انسان با اختراع خط آغاز شده است.

کشور سومر ثروتمند شده بود و ثروت زیادی باعث اختلاف بین مردم و

شهرها را بوجود آورده بود و این اختلاف و جنگهای داخلی آنها را از

 همسایگان کوچ نشین و مهاجم غافل کرده بود تا اینکه اقوام

چادر نشین به آنها حمله کردند و سومر را تصرف کردند.

 

 

راستی می دانید چرا کشور سومر به تصرف چادرنشینان در آمد؟

دو علت:

 

 

 

تشکیل کشور بابل

 دروازه ابشار دروازه شهر قدیم بابل

 

 

این شهر جمعیت بسیار زیادی داشت و از همه ی اقوام در آن

 دیده می شدند. اداره این شهر آسان نبود تا اینکه حمورابی حاکم

بابل دستور داد قوانین شهر را روی سنگ بزرگی بنویسند و در میدان

شهر قرار بدهند تا همه ی مردم ببینند.

راستی بابلی ها نوشتن و خط را از سومری ها آموختند.

 

 

 

 

بیشتر بدانید:

قمست هایی از قانون حمورابی با خط میخی

آشوریان

 

 

بله آقای آشور بنی پال، نینوا را پایتخت خودش قرار داد و کاخ مشهو

ر لودر نینوا به همراه کتابخانه بزرگش مشهور بود .

 

 

 

البته فراموش نکنید که ایرانیان در زمان مادها با تصرف

 نینوا دولت آشور را سرنگون کردند.

 

پیامبران الهی در بین النهرین

حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع)

 

 

در داستانهای سومری از طوفانی سخن به میان آمده

 که با طوفان حضرت نوح شباهت دارد و حتماً در مورد داستان

 حضرت نوح (ع) و ساختن کشتی بزرگ توسط او و یارانش به امر

 خداوند اطلاع دارید حضرت ابراهیم (ع) نیز در بابل بدنیا آمده و

داستان مبارزه او با نمرود حاکم ستمگر بابل را بخاطر دارید. ایشان

برای هدایت و راهنمایی مردم زمان خودشان سختی های بسیاری

کشیدند که در کتاب بینش خودتان مفصل می خوانید.

 

سومر

بابل

آشور

حدود 5000 سال پیش در کنار دجله و فرات    

نام پایتخت : شهرهای مختلف از جمله اور 

اختراع خط   

کشاورزی   

انقراض به وسیله ی بابلی ها

4500 سال پیش جنوب بین النهرین

پایتخت: بابل

قوانین حمورایی    کشاورزی

فتح بابل به وسیله ی ایرانیان

4000 سال پیش

شمال بین النهرین    پایتخت : نینوا

 تأسیس کتابخانه 

جنگ جویی 

فتح آشور به وسیله ی ایرانیان 

 

کشور

پایتخت

اقدامات

سومر

اور

اختراع خط و نوشتن برای روی لوحه های گلی

بابل بابل

فنون پیشرفته ی کشاورزی - اولین قانون بنام قانون حمورابی

آشور نینوا

جنگ جویی و تأسیس کتابخانه

 

 

 

 

بیشتر بدانید:

 

سومریان نخستین قومی بودند که موفق به اختراع خط شدند.

خط سومریان، خط میخی بود. پیدایش خط در میان سومریان به دلیل

رشد و رونق زندگی شهری و گسترش تجارب بود. دیگر اقوامی که پس

از سومریان بر بین النهرین حکومت کردند خط سومریان را اقتباس نمودند

 و مطابق با زبان خود، در آن تغییراتی بوجود آوردند. خط بابلی ها و

آشوری ها بدین ترتیب بوجود آمد. خط میخی سومری ها دارای 600

علامت بود و با وسیله ای نوک تیز بر لوحه های گلی نقش می شد.

خط میخی سومری ها در نزد اقوام بعدی ساده تر و آسان تر گردید. 

 

روستا چگونه بوجود آمد؟(درس سوم)

 

کوچ نشینان در کنار آب های دائمی ساکن شدند و با یکجانشینی

 به زندگی خود ادامه دادند و دیگر مجبور به تغییر محل زندگی خودشان نبودند.

چون می دانستند که با ساختن خانه های دائمی از سنگ، گل و

 چوب می توانند خود و دامهایشان را از سرما و گرما حفظ کنند و با

ذخیره کردن علوفه و غذا در تمام سال خود و دامهایشان زنده بمانند.

 

آغاز کشاورزی:

 

 

 

مهمترین اختراع انسان در روزگار قدیم اختراع چرخ با استفاده از چوب و فلزات بود.

 

 

 

 

 

 

 

اختراعات انسان اولیه همراه با کسب تجربیات گرانبهایی بود.

 یعنی هر چیزی که کشف یا اختراع می شد حاصل تلاش و فکر

چندین سال و چند فرد بود که بطور اتفاقی بدست می آمد. مثلا

ذوب فلزات که با گداخته شدن سنگ آهن در کوره و استفاده از آن

توسط انسانها و کمک گرفتن از آتش برای تغییر شکل آهن برای

ساختن وسایل مختلف باعث تغییر در نوع زندگی و شکل جامعه ی

انسان شد. عصر آهن از 4000 سال پیش تاکنون انسان را از عصر

حجر به دوران طلایی سوق داد و فلزات دیگر نیز چون دارای خاصیت

های متعددی مانند استحکام و شکل پذیری بودند کمک فراوانی به

بهبودی زندگی انسان کردند. و به همراه سنگ، گیاه، جانور و آتش

زمینه را برای آغاز فعالیت در زندگی انسان یکجانشین فراهم آوردند.

 

جدول مقایسه زندگی کوچ نشینان و یکجانشینان

 

کوچنشنیان

یکجانشینان

رئیس

پیرترین فرد قبیله (رهبر قبیله)

ریش سفید (کدخدا)

مسکن

شاخ و برگ درختان و چوست حیوانات و بعدها چادر

خانه دائمی از سنگ و گل و چوب

کار اصلی

دامداری

کشاورزی به همراه دامداری مختصر

نحوه زندگی

با تغییر فصل، تغییر مکان   می دادند

سکونت دائمی در کنار رودها و چشمه ها

انسان های اولیه چگونه می زیستند؟(درس دوم)

مسیر حرکت کوچ نشینانی که در کوهستان ها زندگی می کردند

 

 

کار اصلی کوچ نشینان دام داری بود.

کوچ نشینان در ابتدا از شاخ و برگ درختان یا پوست حیوانات برای خود مسکن

  می ساختند ولی آنها موفق به ساختن چادر از پشم و موی حیوانات خود شدند و

به همین دلیل به آنها چادرنشین می گویند.

قبیله چیست؟ کوچ نشینان به دسته های بزرگی که قبیله نامیده می شوند،

تقسیم    می شدند.

رئیس قبیله یا رهبر قبیله پیرترین فرد قبیله بود.

افراد قبیله وظیفه داشتند که زیر نظر رهبر قبیله برای دفاع از قبیله با هم

اتحاد و همکاری داشته باشند.

 

 

 

 

به خاطر وجود این خطرات کوچ نشینان کم کم تصمیم گرفتند در مجاورت آب

های دائمی مثل چشمه ها و رودهای دائمی زندگی کنند تا در تمام طول سال

آب داشته باشند و از چراگاهایی که در کنار آبهای دائمی بود استفاده کنند و بدین

ترتیب زندگی آنها از کوچ نشینی  به یکجانشینی تغییر کرد و آن منطقه و مکان

سرزمین آنها شد.

 

 

 

همان طور که در درس گفتیم انسانهای کوچ نشین تابستان

را در کوهستان ها و زمستان را در کوهپایه ها و دشت ها به

سر می بردند عده ای از اینان چون برای همیشه در دشتها

ساکن گشتند شیوه ی زندگیشان دگرگون شد. در دشت چون غار

نبود انسان می بایست از چوب درختان و پوست حیوانات یا

سنگ و گل، خانه می ساخت و ساختن خانه با این وسایل به ضرورت

زندگی در یک محل و پرداختن به کشاورزی صورت می گرفت و

کم کم زندگی در طبیعت به سمت شروع مدنیت و آغاز زندگی

یکجانشینی آغاز شد.

 

 

 

اهمیت و فایده ی تاریخ(درس اول)

تاریخ بشر سرگذشت خانواده ی بسیار بزرگی است که جامعه بشری

 نامیده می شود.

خداوند در قرآن کریم سوره ی انعام آیه 11 در مورد عبرت آموزی از تاریخ می فرماید:

 

قل سیروا في الارض ثم انظروا کیف کان عاقبة المکذبین

(ای پیغمبر) بگو: در زمین گردش کنید و مشاهده کنید که عاقبت

تکذیب کنندگان چگونه بوده است.

 

 

 

انسانها پس از یک دوره ی زندگی کوچ نشینی و صحرا گردی

 

به یک جانشینی

 

به روستانشینی

 

و سپس شهرنشینی

 

پرداختند و همراه این تغییر است از نظر کار و معیشت از

 دام داری و گله داری

به کشاورزی

و بعدها به صنعت

مشغول شده اند.

 

 

 

اهمیت تاریخ برای انسان- فایده های تاریخ

علاقه

انسان علاقمند است از وقایع گذشته

 اطلاع حاصل کند.

شناخت

انسان به کمک تاریخ به شناخت بهتر

مسائل دست می یابد.

تجربه

انسان با مطالعه تاریخ تجربه نسل های

 گذشته را کسب می کند.

تربیت

انسان با مطالعه تاریخ به یکی از منابع مهم

 تربیت دست می یابد.

علاقمندی به میهن

انسان با مطالعه تاریخ علاقمند و خدمتگذار

 میهن خویش می گردد.

تفاهم با ملت ها

انسان با مطالعه تاریخ می آموزد که باید با

 ملتهای دیگر تفاهم و دوستی داشته باشد.

عبرت آموزی

انسان مهمترین بهره ای که از تاریخ می برد عبرت آموزی است.

 

آیات قرآنی که بر عبرت آموزی تاریخ تأکید دارند.

1- سوره حجرات آیه 13:

ای مردم شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملتها

و قبیله ها قرار دادیم تا به این وسیله یکدیگر را باز شناسید.

 

2- سوره ی یوسف آیه 111:

همانا در داستانهای ایشان عبرتی برای خردمندان بوده است.

 

3- سوره ی توبه آیه 70:

آیا اخبار اجداد و پیشینیان مانند قوم نوح و عاد و ثمود و ابراهیم

 و اهل مدین و

مؤتکفات(شهرهای زیر رو شده) آنها نرسید که رسولان الهی

آیات و معجزات آشکار بر آنها آوردند. خدا هیچ ستمی بر آنها نکرد

 بلکه آنها خود در حق خویش ستم کردند.

 

 

تصاویر درس اول به همراه توضیحات

 

سرباز قزلباش دوره شاه عباس صفوی با کلاه دوازده ترک قرمز رنگ همراه

با اولین تفنگ های ساخته شده در ایران توسط برادران شرلی

 

کتیبه ی گنج نامه در عباس آباد همدان به خط میخی پارسی قدیم- ایلامی

 و بابلی (3 زبان) متعلق به داریوش اول و پسرش خشایارشا

 

محراب مسجد شیخ لطف الله در ضلع شرقی میدان نقش جهان اصفهان

 ساخته شده  در دوران شاه عباس صفوی

 

جام طلایی داریوش معروف به ریتون. ریتون به ظروفی گفته می شود که حیوانات

 بالدار افسانه ای بر آن افزوده شده باشد.

 

قلعه فلک افلاک از دوره ساسانی احتمالا مربوط به دوره بهرام ساسانی

 

سکه های دوران اسلامی با نوشته ی لا اله الا الله محمد رسول الله

 

یکی از سر ستونهای تخت جمشید، کاخ صد ستون یا کاخ آپادانا

 «احتمالاً نشانه هما پرنده سعادت است - نشانه های هواپیمای ایران»

 

ارابه جنگی مربوط به گارد جاویدان از سپاه سواره داریوش اول هخامنشی که

 با این ارابه ها تا یونان پیش رفت.