اهورا مزدا

اَهورامَزدا نامِ خدای یکتا در مزدیَسنا (آیین زردشتی) است. دیگرگویشهای این واژهٔ دینی،

اهوره مزدا، هُرمُزد، هُرمَزد، هورمَزد و اَهُرمَزد و اورمزد هستند.

 

واژه‌شناسی

اهورامزدا واژه‌ای ترکیبی است و از اهورا و مزدا تشکیل شده‌است. در گاتاها گاهی

 اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است. مزدا در بعضی بندهای گاتاها به معنی حافظه و به

حافظه سپردن و به یاد داشتن است. این واژه در سانسکریت مَذِس، به معنی دانش و هوش

می‌باشد. بنابراین وقتی که مزدا برای خدا به کار برده شده‌است از آن معنی هوشیار و آگاه و

 دانا برداشت کرده‌اند. اهورا نیز از ریشه /ah/ به چم هستی و بودن سرچشمه گرفته است

و اهورا بدین ترتیب به چم هستی بخش است پس اهورامزدا در مجموع به معنیِ هستی بخشِ دانا

است.

 

ویژگی‌های اهورامزدا

اهورامزدا آفریننده جهان است. مزدیسنان اهورا مزدا را می‌پرستند. اهورامزدا خالق و داور همهٔ

چیزهای مادی و معنوی و نیز آفریننده روشنی و تاریکی و برقرار کننده نظم هستی (اشا) است.

 او با اندیشیدن همه چیز را هستی بخشیده‌است پس در واقع او از عدم می‌آفریند و با خود

تنهاست. برای اهورا مزدا در هرمزد یشت، در حدود شصت صفتِ نیک آورده شده و تقریباً

 همهٔ چیزهای خوب به وی منتسب شده‌است. همچنین او در مزدیسنا دارای شش صفتِ

 برجسته زیر است:

سپنتَه مَینیو یعنی مقدس‌ترین روان، خشثره ویرنه بگویش امروزی شهریور یعنی شهریار و

پادشاهی که باید انتخاب و برگزیده شود، سپنتَه آرمیتی است یعنی پارسایی مقدس.

هورتات بگویش امروزی خورداد بمعنی جامعیت و رسایی و امرتات جاودانگی و بی مرگی

 است. او اشه یعنی راستی و درستی و قانون ایزدی و پاکی است. همچنین وهومَنَه است

به معنی خوب منش. این صفات در مزدیسنا به نامِ امشاسپندان خوانده می‌شوند و پایه های

کمال در دین زرتشتی است برای رسیدن به روشنایی بی پایان.از این هفت امشاسپندان است

که هفت شهر عشق و هفت آسمان و هفت خوان اسفندیار و هفت خوان رستم و هفت سین

و هفت کشور و ... برداشت شده است.

 

اهورامزدا و باورها

بر اساسِ کتابِ بندهشن که در اواخر دوره ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالفِ اهورامزدا و

 زایندهٔ بدی‌ها را اهریمن معرفی می‌کند[۳] . در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توانِ ذاتی

 برای مقابله با قدرتِ اهورا مزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست بلکه اهریمن همان اندیشهٔ بد

یا اَنگره مینیو است اما در باورِ زروانیان، اهریمن برادر و رقیبِ اهورا مزدا و پسر زروان و دارای هویتی

 جداگانه از اهورا مزدا است.

بر پایه باورهای کهنِ زروانی و دیگر دینهای پس از آن چون مانویان "اهورامزدا و اهریمن هردو زادهٔ

زروان (خدای زمان) بودند و جهان عرصه جنگ این دو نیروی نیک و بد است ولی سرانجام چیرگی

 در پایانِ جهان با اهورامزداست و چون اهورامزدا پاکی مطلق است بدی در او راه ندارد . پس هر

 آنچه که بد است اهریمنی است." البته این سخن در هیچ جای گاهان نیست و زروان در زبان

اوستایی تنها به معنای زمان است و ارتباطی با خداوند ندارد.

 

 

فروهر

فَروهَر یا صورت اوستائی آن فَروَشی یا در فارسی باستان فَرورتی و در پهلوی فَروَهر و در فارسی

 فروهر یکی از نیروهای باطنی است که به عقیدهٔ مزدیستان پیش از پدید آمدن موجودات، وجود

داشته و پس از مرگ و نابودی آنها، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی را که

می‌توان جوهر حیات نامید، فنا و زوالی نیست.
تمام آفریده‌های
اهورامزدا چه مینوی و چه مادی حتی خود اهورامزدا دارای فَروهَر هستند. در

 وندیداد اهورامزدا به زرتشت می‌گوید «فروهر من را که بسیار بلند پایه، نیکو، زیبا، ثابت قدم و

 در پارسائی تمام است، ستایش کن.»

در بندهش آمده، اهورامزدا پیش از آنکه فروهرها از صورت مینوی (غیر مادی) به حالت مادی درآیند،

با آنها مشورت نمود و آنها را آزاد گذاشت که جاویدان در عالم مینوی بمانند یا به صورت جسمانی

 درآمده و بر ضد سپاه اهریمن ستیز کنند، فروهرها پذیرفتند که در جهان مادی ستیز کنند چون

می‌دانستند که دیوها را شکست خواهند داد و بدی از جهان نابود خواهد گشت.

جشن فروهرها در گاهنبار ششم برگزار می‌شده و مدت آن ده روز بوده و آنرا جشن فروردگان

 یا فروردیان می‌گویند. لازم به یادآوری است که در اوستا از پنج نیروی باطنی بدین ترتیب

 سخن رفته‌است.

  1. اهو یا جان
  2. دئنا یا وجدان
  3. بئوذ یا قوهٔ ادراکه
  4. اورون یا روان
  5. فروشی یا فروهر

دربارهٔ هر یک از این نیروها در بخش‌های اوستا و نوشته‌های پهلوی سخنانی آمده‌است.

اوستا

اوستا نام کلی مجموعهٔ کهن‌ترین نوشتار و سروده‌های ایرانیان است، که در واقع دانشنامهٔ

ایرانیان بوده و در روزگار باستان بیست و یک نسک (کتاب) داشته و در شکل کنونی خود

شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از: یَسنه که سخنان زرتشت موسوم به

گاهان، در آن گنجانده شده، یشت‌ها (سرودهای نیایشی)، وندیداد، ویسپرد و خرده‌اوستا.

معنای واژه

واژه اَوِستا که در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت است و با واژه «ودا»، نام کهنترین

کتابِ دینی هندوان همریشه‌است. بر روی هم اوستا را می‌توان به معنی «آگاهی‌نامه» یا

«دانش‌نامه» دانست که آن را مرجع نامه نیز می‌نامند.

ریشه‌های این واژه «ابستاگ» در فارسی میانه و «آپستاواکا» (ستایش خدا) در فارسی باستان است.

تاریخچه

بخش‌های اوستا در دوران مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده‌است اما از آن میان

فقط بخشی از سرودها از آنِ خود زرتشت است. مندرجات اوستا عبارتست از نیایشِ اهورا مزدا و

امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و

داستان‌های ملی.

گویند پس از آنکه اسکندر مقدونی قصر سلطنتی ایران را آتش زد اوستا را نیز بسوخت.

بلاش اشکانی فرمان داد تا اوستای پراکنده را از شهرهای ایران جمع کنند. اردشیر بابکان

تنسر را مامور مرتب ساختن آن کرد. پسرش شاپور اول کار پدر را تعقیب نمود و در نهایت آنرا

به همان شیوه کهن به بیست و یک نسک بخش کردند و نامها و شرحِ این نسک‌ها در کتابِ

پهلوی دینکرد و کتابهای دیگر آمده است. نسک‌های بیست و یک گانه اوستا به سه بهر بخش

می‌شده‌است:

  • نسکهای گاسانیک در دانش و کار مینوی.
  • نسکهای داتیک در دانش و کار جهانی.
  • نسکهای هاتک مانسریک در آگاهی از کردارهای میانِ جهانِ مینوی و جهانِ خاکی.

اوستای امروزی شامل بخش‌های زیر است:

سروده‌های «یشت» (که به زرتشت نسبت داده می‌شوند، اما تقریبا به طور قطع می‌توان

گفت که وی آنها را نسروده‌است) در اوستای جدید قرار دارند و گمان می‌رود که مربوط به

دوره هخامنشی (۶۴۸ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) هستند. «وندیداد» نیز که در اوستای جدید

قرار دارد، احتمالاً دیرتر و در زمان پارت‌ها (۱۴۱ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) سروده شده‌است.

«ویسپرد» حاوی جدیدترین بخش اوستاست که به زبان فارسی میانه نوشته شده و به

زمان عصر ساسانی (۲۲۶ تا ۶۵۱) میلادی) بر می‌گردد.

دست به دست شدن اولیه

گمان می‌رود که برخی از متون اوستا قبل از نوشته شدن قرن‌ها به صورت شفاهی نگاه داشته

شده‌اند. «کتاب ارداویراف» که در قرن ۳ یا ۴ پس از میلاد تالیف شد، بیان می‌کند که گات‌ها

و برخی از دیگر متون موجود در اوستا قبل از حمله اسکندر مقدونی به ایران موجود بوده‌اند.

طبق نظر «شاترویهای آیران» کتابخانه کاخ در یک آتش سوزی توسط اسکندر مقدونی ویران شد.

با این وجود، هیچ یک از این ادعاها را نمی‌توان تایید کرد؛ چرا که اگر این متون وجود داشته‌اند

اکنون هیچ اثری از آنها نیست. اما راسموس کریستین راسک نتیجه گیری کرد که این متون باید

باقیمانده یک ادبیات بسیار بزرگ باشند، همان گونه که پلینی بزرگ در اثر خود به نام

«تاریخ طبیعی (پلینی)» یک موبد ازمیری را توصیف می‌کند که در قرن سوم قبل از میلاد

«دو میلیون از قطعه سروده‌های زرتشت را تفسیر می‌کرد». همان طور که پیتر کلارک در

«دین زرتشت، آشنایی با یک مکتب باستانی» (۱۹۹۸، برایتون) خاطر نشان می‌سازد که

اگر «گات‌ها» و متون کهن تر «یسنا» فقط به طور شفاهی دست به دست می‌شده‌اند،

احتمال حفظ کیفیت زبان قدیمی آنها وجود نداشته‌است.

ویرایش بعدی

طبق «دینکرد» که یک اثر نیمه مذهبی مربوط به قرن ۹ است، شاه ولخش (گمان می‌رود که

ولگاسس چهارم شاه پارتی بوده که در سال‌های ۱۴۷ تا ۱۹۱ میلادی حکومت می‌کرده) تلاش

کرد که متون مقدس را گرد آوری و تنظیم کند. چیزی از نتایج این کار (در صورت انجان شدن)

باقی نمانده‌است. در قرن سوم میلادی امپراتور ساسانیان با نام اردشیر اول (۲۲۶ تا ۲۴۱ میلادی)

به موبد بزرگ خود تنسر فرمان داد که متون دینی را جمع آوری کند. طبق نظر دینکرد نتایج کار

تنسر یک مجموعه ۲۱ جلدی به زبان اوستایی (نه به زبان اوستایی گاتایی اصلی) به نام

«نسک»ها بود که از ۳۴۸ فصل و تقریبا ۵/۳ میلیون کلمه تشکیل

می‌شد.
آخرین ویرایش در زمان
شاپوردوم (۳۰۹ تا ۳۷۹) انجام شد.

متفکران اروپایی

متون اوستا نسبتاً دیر به دست متفکران اروپایی رسید. آبراهام آنکوئتیل – دوپرون در سال

۱۷۵۵ به شرق هند سفر کرد و این متون را در جوامع پارسی بدست آورد. او در سال ۱۷۷۱

این متون را براساس یک ترجمه به زبان فارسی نو توسط یک موبد پارسی به زبان فرانسوی

منتشر کرد. راسموس راسک در دیدار از بمبئی (مومبای کنونی) در سال ۱۸۲۰ چندین دست

نوشته از اوستا را جمع آوری کرد و برای اولین بار با بررسی زبان اوستایی به این نتیجه

رسید که این متون باید باقیمانده یک مجموعه بزرگ از متون مقدس پارس باستان و بلخ

([تازی‌ها) باشند. متونی که راسک آن را جمع آوری کرد، اکنون در کتابخانه دانشگاه کپنهاک

قرار دارند. دست نوشته‌های دیگر در خانه هند شرقی و موزه بریتانیا در لندن، کتابخانه بودلیان

در آکسفورد و در کتابخانه دانشگاه‌های مختلف پاریس نگهداری می‌شوند.

زند

واژه «زند» یا "Zend" (به معنای «تفسیر» یا «ترجمه») به آخرین متمم‌های متون پهلوی به

زبان فارسی میانه و پازند اطلاق می‌شود. این تفسیرها که مربوط به اوایل دوره ساسانیان

هستند، برای استفاده متون مذهبی نوشته نشدند؛ بلکه برای آموزش‌های مذهبی به

عموم (که به زبان اوستایی تلکم نمی‌کردند) مورد استفاده قرار گرفتند. در مقابل متون

اوستا به عنوان متون مقدس باقی ماندند و به زبان اوستایی (که یک زبان مقدس تلقی می‌شد)

خوانده می‌شدند. استفاده از عبارت «زند–اوستا» برای اشاره به اوستا یا بکار گیری واژه «زند»

به عنوان نام یک زبان یا متن، اشتباهاتی هستند که اخیرا متداول شده‌اند. در سال

۱۷۵۹ آنکوئتیل – دوپرون گزارش داد که به او گفته شده که «زند» نام زبان نوشته‌های باستانی

تر است. سر ویلیام جونز در سومین اثر برجسته خود که در سال ۱۷۸۹ منتشر شد از گفتگویی

با یک کشیش هندو یاد می‌کند که به او گفته بود:

« زند، نام متون مقدس و اوستا، نام زبان است »

این سرگشتگی در بین متفکران غربی بسیار رایج شد و «زند – اوستا» هنوز هم در مواردی

به متون کهن تر اطلاق می‌شود (هرچند نادرست است). اثر اولیه راسک با عنوان

«بحثی درباره اعتبار زبان زند» (بمبئی، ۱۸۲۱) در این سرگشتگی نقش دارد. کتاب

وسترگارد با عنوان «زنداوستا یا کتاب‌های مذهبی زرتشتیان» (کپنهاک ۵۴- ۱۸۲۵) فقط

این اشتباه را ترویج کرد.

ساختار و محتوا

اوستای امروزی از منابع مختلفی گرد آوری شده‌است و بخش‌های مختلف آن مربوط به

زمان‌های مختلفی است و ویژگی‌های آنها تفاوت زیادی با هم دارد. «نسک»های ۲۱ گانه

منعکس کننده ساختار ۲۱ کلمه‌ای نیایش «آهونا وایریا» هستند: هریک از سه خط این مناجات

از هفت کلمه تشکیل شده‌است. براین اساس «نسک»ها به سه گروه تقسیم می‌شوند

که هر گروه هفت جلد دارد. برای هر جلد یکی از کلمات نیایش در نظر گرفته شده بود که

موقعیت نسبی آن را نسبت به جلدهای دیگر نشان می‌داد. امروزه چیزی در حدود یک

چهارم متن «نسک»ها باقی مانده‌است. محتوای اوستا (یعنی محتوای «نسک»ها به

همراه متمم‌هایی از دیگر متون (نیمه مذهبی) به طور کلی به پنج دسته تقسیم می‌شود.

این تقسیم بندی موضوعی است (گرچه سازماندهی «نسک»ها اینگونه نیست) و

اصلاً ثابت یا استاندارد نمی‌باشد. برخی از متفکرین ترجیح می‌دهند که این پنج دسته را

در دو گروه عبادی و عمومی قرار دهند. این متون به دوزبان نوشته شده‌اند: متون کهن تر به

زبان اوستایی (کهن‌ترین زبانی که به عنوان زبان هندو- ایرانی ذکر شده و با سانسکریت

ارتباط نزدیکی دارد) و متون جدیدتر به زبان پارسی میانه و خط پهلوی.

یسنا

«یسنا» (پارسی میانه «yazišn» «عبادت، خیرات»، هم ریشه «سانسکریت yajña»)

مجموعه عبادی اصلی است. این مجموعه از ۷۲ قسمت به نام «هات» یا «ها» تشکیل

شده‌است. ۷۲نخ از پشم گوسفند در «کستی» (نخ مقدس که زرتشتیان آن را می‌پوشند)

نشان دهنده این قسمت‌ها هستند.«یسنا» شامل همه ۲۱ «نسک» است (جلد هفتم و آخر

در گروه سوم و آخر) که به نوبه خود شامل «گات‌ها» (کهن‌ترین و مقدس‌ترین بخش اوستا)

است و گمان می‌رود که توسط خود زرتشت سروده شده‌است. ساختار «گات‌ها» توسط

«یسناهپتانگ هات» («یسنا» «هفت فصل») قطع شده که فصل‌های ۳۵ تا ۴۲ «یسنا» را

تشکیل می‌دهد و تقریبا عمر آن به اندازه «گات‌ها» است و شامل نیایش وسروده‌هایی در

مدح خدای اعلی، اهورامزدا، فرشتگان، آتش، آب و زمین است. گرچه «یسنا» به صورت

منثور نوشته شده‌است، ساختار آن زمانی موزون بوده‌است. شش «نسک» از اولین گروه

«نسک»ها نیز که تفسیر «گات‌ها» است، به دسته «یسنا» تعلق دارد.

 

ویسپرد

«ویسپرد» (فارسی میانه «vîspe ratavo»، «همه پروردگاران») مجموعه‌ای از متمم‌های

 «یسنا» است. «ویسپرد» به ۲۳ «کردا» (قسمت‌ها، مفرد: کردو) تقسیم می‌شود که به

 توصیف فرشتگان و عبادت آنها می‌پردازد.

 

یشت

«یشت»ها («yešti»، «عبادت با ستایش») که ۷۲ تا هستند، سروده‌هایی در ستایش مزدا

 اهورا و ایزدان(فرشتگان موکل مزدا بر امور جهان) مختلف هستند. این سروده‌ها منبع

مهمی برای اسطوره‌شناسی ایرانی به شمار می‌روند و فردوسی در شاهنامه خود ازآنها

به بزرگی یاد کرده‌است. از میان ایزدانی که «یشت»های خاصی به آن اختصاص یافته

می‌توان به «اردویسورا آناهیتا» (ایزد موکل بر آب‌ها)، «تیشتریا» (ایزد باران)، «میترا»

(ایزد موکل بر عهد و پیمان)، «فراوشی» (روح‌های نیکان)، «ورثرغنه» (ایزد جنگاوری و پیروزی)

اشاره کرد. ساختار بخش اعظم «یشت»ها موزون است و برخی از سروده‌ها ویژگی‌های ادبی

 قابل توجهی دارند که در دیگر متون اوستا رایج نیست.

 

وندیداد

«وندیداد» (تحریف شده واژه اوستایی «Vî-Daêvô-Dāta»، «علیه شیاطین») جلوهای مختلف

ارواح شیطانی و راه‌های غلبه بر آنها را برمی شمرد. «وندیداد» شامل همه ۱۹ «نسک»

 است و تنها «نسکی» است که به طور کامل از زمان ساسانیان باقی مانده‌است. این

متن شامل ۲۲ «فرگرد» است که به صورت بحث بین اهورامزدا و زرتشت سازماندهی شده‌اند.

 اولین «فرگرد» یک دوگانه اعتقاد به وجود است که پس از آن توصیف یک زمستان ویرانگر برروی

 خطوط سیل آمده‌است. «فرگرد» دوم افسانه «ییما» (جمشید) را بازگو می‌کند. «فرگرد»های

دیگر بیشتر به بهداشت (به ویژه پرهیز از مرده) (فرگرد ۳، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۶، ۱۷، ۱۹) و

 نیز بیماری‌ها و راه‌های مقابله با آن‌ها (فرگرد ۷، ۱۰، ۱۱، ۱۳، ۲۰، ۲۱، ۲۲) می‌پردازند.

«فرگرد»های ۴ و ۵ درباره شأن ثروت، کمک به دیگران، ازدواج و کارکردن و قبح رفتار غیر قابل

قبول اجتماعی مانند اهانت و عهدشکنی بحث می‌کنند و کفاره‌های لازم برای پیمان‌شکنی و

 گناهان دیگر را مشخص می‌نمایند. «وندیداد» یک مجموعه از احکام و فرامین حکومتی است

 (نه دستور العمل عبادی) و در احکام آن تا حدودی نسبیت اخلاقی دیده می‌شود. بخش‌های

 مختلف «وندیداد» ویژگی‌ها و عمر بسیار متفاوتی دارند. بخشی از بخش‌ها جوان ترند، اما

بخش اعظم آن بسیار کهن است و به عقیدهٔ بسیاری، جزو منابع کهن پیش از زمان زرتشت

 می‌باشد که در هزاره‌های بعد و در زمان اشکانیان یا ساسانیان به مجموعه کتب مقدس

مذهبی به اشتباه افزوده شد و پس از اسلام رفته رفته از اهمیت آن کاسته شد تا آنجا که

دیگر نمی‌توان آنرا از کتب مذهبی زرتشتی شمرد و از باب اسطوره‌شناسی و تاریخی فقط

می‌تواند مورد مطالعه قرار گیرد.

 

 

 

محتویات دیگر

همه محتویات اوستا که در چهار دسته فوق بیان نشدند، در پنج دسته دیگر قرار می‌گیرند.

این دسته بندی دارای نام نیست و عموماً شامل متون و مناجات‌های کوتاه تر

(مانند «خرده اوستا» (عنوان بعدی)) پنج «نیایش» (عبادت و ستایش خورشید، ماه، میترا، آب و آتش)،

 «سی روزه» و «آفرینگان» (دعاهای خیر) است.

 

خرده اوستا

«خرده اوستا» (به معنای «اوستای خلاصه شده» یا «گلچینی از دعاهای اوستا»)

گزیده‌ای از متون «یسنا»، «ویسپرد»، «یشت» و متن‌های کوتاه و دعاهای مختصری

مانند پنج «نیایش» است. این مجموعه به عنوان کتاب دعا برای استفاده روزانه در نظر

 گرفته شده‌است. باور بر آنست که این رساله را موبد آذر پاد ماراسپندان در زمان ساسانیان

 به عنوان رساله‌ای مذهبی به نگارش در آورد. شامل مجموعه‌ای از ادعیه‌است.

 

گویش اوستا

زبانی که اوستا به آن نوشته شده به سببِ وجودِ نامِ اوستا، زبان اوستایی نامیده شده‌است.

اوستا به دو گویش نوشته شده‌است. گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت بدان

 نوشته‌شده و گویشی که بخش‌های دیگر اوستا را بدان نوشته‌اند. گویش نخست را

گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیده‌اند. اوستای امروزی حدود یک سوم

اوستای دورهٔ ساسانی است. اوستای دورهٔ ساسانی بیست‌ویک نسک داشته‌است.

 

اوستای کهن

کتاب اوستایی که به امروز رسیده‌است، از نظر زمانی به سه بخش متفاوت تقسیم می‌شود:

- بخش یکم شامل «اوستای کهن» که مضامین آن از نظر زمانی متعلق به روزگار پیش از

 زرتشت (پیش از حدود دو هزار و هشتصد سال پیش) است؛ اما نگارش آن متعلق به عصرهای

 پس از زرتشت است و هنگام این نگارش و بازنویسی دگرباره، تا اندازه‌ای مضامین و باورهای

جدیدتر را به متن‌های کهن اضافه کرده‌اند.

- بخش دومِ اوستا از نظر زمانی شامل «گات‌ها» است که سروده‌های مینوی شخص زرتشت

 به شمار می‌رود که هر چند از نظر مضمون پس از اوستای کهن سروده شده است؛ اما از

نگاه زبان و نگارش، کهن‌ترین بخش اوستای موجود است.

- بخش سوم اوستا از نظر زمانی شامل یسنا، یشت‌های جدید، ویسپرد، وندیداد و خرده

 اوستا است که همگی جزو اوستای نو به حساب می‌آیند. اما بسیاری از مضامین همین

 بخش‌های جدید نیز برگرفته و اقتباس شده از باورها و نوشتارهای کهن است؛ اما این آمیختگی

به حدی است که امکان تفکیک را امکان‌پذیر نمی‌سازد. به عنوان نمونه می‌توان از داستان

 جمشید در وندیداد نام برد که یکی از کهن‌ترین داستان‌ها و باورها و نوشتارهای ایرانیان است،

اما شکل نگارشی کهن آن کاملا دگرگون شده و تغییر اساسی یافته‌است.

 

زرتشت

زَرتُشت یا زَردُشت پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی همچنین

 سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زرتشت را گاهی یک مصلح اجتماعی

 یا یک معلم اخلاق‌گرا نیز عنوان کرده‌اند. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما

گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس

 زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان، خوارزم و سیستان نسبت داده‌اند.

تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به

پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های

 تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰

هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.

 

ریشه و معنای نام:

نام زرتشت بر اساس متون اوستایی زراثوشترا بوده‌است که نامی مرکب است. از «زَرَت»

که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی

 معنی آن را آسترا به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. دارندهٔ شتر زرد، دارندهٔ شتر پیر، دارندهٔ

شتر با جرأت، درخشان و زرد مثل طلا، پسر ستاره،، ستارهٔ درخشان و روشنایی زرین معانی

گوناگونی است که تا به‌حال محققان برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند.

 

زمان زندگانی زرتشت:

زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است.

 دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفت‌و‌گو شده‌است که حتا اشاره به

رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.

  • ۱-اودوکسوس کنیدوسی که هم زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰
  • سال قبل از افلاطون می‌داند.
  • ۲-جامعهٔ زرتشتیان ایران زادروز زرتشت را روز خرداد از ماه فروردین برابر با ۶ فروردین و در
  • سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد  و تاریخ درگذشت او ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد  تعیین کرده‌است.
  • اما این باور که به تازگی متدوال شده و زرتشتیان هند  آنرا به رسمیت نمی‌شناسند، فاقد
  •  منبع تاریخی است.
  • ۳-بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از
  •  میلاد در نظر گرفته‌اند. در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال
  •  پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت
  •  زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰
  •  پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد
  •  خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ
  • پدر داریوش هخامنشی را با کی گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان
  • زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.
  • ۴-امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد
  • می‌زیسته‌است.

 

خاستگاه زرتشت:

خاستگاه زرتشت با آنکه در مورد محل تولد زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‎ای صورت گرفته

ولی هنوز نتیجهٔ قطعی به دست نیامده‌است.  از گات‌ها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی

 زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه دربارهٔ محل دعوت و منطقهٔ

 عمل او، به دست نمی‌آید. در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت

ایرانویج ذکر شده‌است.

در منابع زبان پهلوی و به دنبال آنها در کتاب‌های عربی و فارسی ایرانویج را با آذربایجان

یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زرتشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند

که مهم‌ترین آنها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق

 به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته

 باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایرانویج را خوارزم به شمار آورده

و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند.

 

خانواده ی زرتشت:

مادر او دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. حاصل ازدواج پوروش اسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.

زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت.زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده، و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است.

 

زندگی زرتشت:

گرچه در اوستای موجود جای جای اشاره‌های پراکنده‌ای به نام و خانواده و برخی حوادث

 زندگی زرتشت می‌شود ولی زندگینامهٔ او به طور منظم و پیوسته عرضه نمی‌گردد.

شواهد موجود نشان می‌دهد که شرح زندگی زرتشت در سه نَسک (بخش) از ۲۱ نَسک

اوستا به نام‌های سپند، چهرداد و وشتاسپ ساست آمده بوده‌است.

آگاهی‌های تاریخی و واقعی دربارهٔ زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در

منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبهٔ اساطیری دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی

 می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‍آید اینست زرتشت

 از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است زیرا در گات‌ها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را زوتَر نامیده‌است

 و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار

می‌رود. در گات ها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است.

زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲)

 از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن

خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهمه

(یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود

 و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن کی گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام

 با موفقیت روبرو می‌گردد. با گِرَوِش کی گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان

همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت

 (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسب تورانی از همه نامورتر است.

برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او برادریش نام دارد.

 

جایگاه گات ها سخنان زرتشت در اوستا:

قدیم‌ترین و مقدس‌ترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گات‌ها می‌باشد. از زمان‌های

 بسیار قدیم گات‌ها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند. اوستایی که اکنون در دست

است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشته‌است. اوستا در شکل کنونی

 خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از :

  • ۱-یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت
  •  موسوم به گات‌ها، در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.
  • ۲-ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.
  • ۳-یشت‌ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است.
  • از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات‌ها اختلاف زمانی دارد.یشت‌ها گروهی
  • از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.
  • ۴-وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی
  •  زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت داده‌می‌شود. زبان
  • و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار
  • است.
  • ۵-خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و
  • اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره‌پوشی و کستی بستن کودکان، عروسی،
  • سوکواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی
  • بین سال
  • ‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شده‌است.

 

اهمیت گات ها در شناخت ایین زرتشت:

گات‌ها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی مانده‌است و از حیث صرف

و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی

خود زرتشت است، در گات‌ها بسیار دیده می‌شود. چنان که در شش تا از گات‌ها سراینده به

 عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند. به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در

 آئین زرتشت، کرده‌اند، گات‌ها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به

شمار می‌رود. فصل‌های یسنا، هات نامیده می‌شوند. کل گات‌ها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸

بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گات‌ها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها

در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است.

  • ۱-اهنود به معنی سرور و مولا است. اهنود از هات ۲۸ یسنا شروع می‌شود.
  • ۲-اشتود به معنی سلامت و عافیت است.
  • ۳-سپنتمد به معنی خرد مقدس است.
  • ۴-وهوخشتر به معنی اقتدار نیک و کشور خوب است.
  • ۵-وهیشتواشت به معنی بهترین خواسته و نیکوترین ثروت است.

به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه

مهمتر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار

زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و

 زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.

 

ایین زرتشت از ورای گات ها:

آنچه از واژه ها و جملات گات ها بر می‌آید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران

 آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد.

 

یکتا پرستی:

در گات‌ها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است. جلوه‌های

خاص خدا امشاسپندان هستند. تقریباً دویست بار در گات‌ها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه

 بر می‌خوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران

 پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفرینندهٔ یکتا و

خداوند توانا. در گات‌ها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:

از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه

سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست

که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که

خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به

ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش

و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.

پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید:

من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.

 

دوگانگی خرد انسان:

در گات‌ها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو

 که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا

را سرچشمهٔ آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد.

 انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و

 زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل

 سپنت مینو یا خرد مقدس است.در گات‌ها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمده‌است.

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از

آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی

(در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.

همچنین در گات‌ها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمده‌است.

من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود

داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر)

خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار،

زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.

زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که

 خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند

که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند

و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند. این دو گوهر در

 سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی

 سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب

 و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس

 انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.

 

اختیار انسان:

در مقابل این دو قوه تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گات‌ها در هات ۳۰ گوید

 «مرد دانا باید خود برابر گزیند.» آدمی به موجب سرودهای زرتشت آزاد است و

 اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گات‌ها در هات ۳۰ قطعه ۲ می‌گوید

به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.

 

ارج گذاری زندگی در این جهان:

زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد.

 زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور

 اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به آباد

 کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان

خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست کی گشتاسپ

باید از نیروی آنان برتری به هم‌رساند و سرمشق دیگران گردد. در هات

 ۳۴ گات‌ها بند ۱۴ آمده‌است

آری ای مزدا از پاداش گران‌بهای تو در همین جهان. کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است

 

اساس دین زرتشت:

پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک از خصایص آئین زرتشتی است. در سراسر گات‌ها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در هات ۵۱ گات‌ها بند ۲۱ آمده‌است

از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا  نیز چنین پاداش نیکی ارزوست

همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد. در هات ۳۰ گات‌ها بند ۸ آمده‌است

کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.

 

زرتشت از دیدگاه دین اسلام: 

از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را هم‌ردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده‌است، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان که در قرآن سورهٔ حج آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است.

البته بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و مجوس، و آنانکه به خدا شرک آوردند محققاً روز قیامت میان آنها خدا جدائی افکند که او بر احوال همهٔ موجودات عالم (بصیر) و گواه است.

در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است و چون از مشرکان جدا شده‌است، بسیاری این برداشت را کرده‌اند که در اصل دینی یکتاپرستانه بوده‌است. همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است.بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است.زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.» مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.

ایزاک نیوتن

سِر آیزاک (یا اسحاق) نیوتن (به انگلیسی: Sir Isaac Newton)

 ‏(۴ ژانویه ۱۶۴۳۳۱ مارس ۱۷۲۷) فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره شناس، فیلسوف و

شهروند انگلستان بوده‌است. وی در سال ۱۶۸۷ میلادی شاهکار خود

 «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را به نگارش درآورد. در این کتاب او مفهوم گرانش عمومی

را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. از

 دیگر کارهای مهم او بنیان‌گذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال است.

نام نیوتن با انقلاب علمی در اروپا و ارتقای نظریهٔ خورشید-مرکزی پیوند خورده‌ است. او

 نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف

کرد. وی همچنین توانست برای اثبات قانون‌های حرکت سیاره‌های کپلر برهان‌های ریاضی بیابد.

 در جهت بسط قوانین نامبرده، او این جستار را مطرح کرد که مدار اجرام آسمانی مانند

ستارگان دنباله دار، لزوماً بیضوی نیست بلکه می‌تواند هذلولی یا شلجمی نیز باشد.

 افزون بر اینها، نیوتن پس از آزمایش‌های دقیق دریافت که نور سفید ترکیبی از تمام

رنگ‌های موجود در رنگین‌کمان است. او فرضیه موجی هویگنس را دربارهٔ نور رد کرد.

 از دیدگاه نیوتن نور جریانی از ذرات است که از چشمه نور به بیرون فرستاده می‌شوند.

 

زندگی نامه

آیزاک نیوتن در نیمه شب عید سال نو ۱۶۴۲ (میلادی) به دنیا آمد. او کودک

 زودرسی بود که پزشک به زنده‌ماندن او امید چندانی نداشت. پدر وی که کشاورزی

مرفه بود سه ماه پیش از تولد او از دنیا رفته بود و هانا مادر آیزاک مجبور بود این کودک

رنجور را به تنهایی بزرگ کند. خانهٔ مادری او در وول اِستروپ بزرگ و راحت بود.آنها فقیر

نبودند، اما بزرگ کردن آیزاک که کودکی رنجور و نحیف بود برای مادری تنها آسان نبود.

در سال تولد آیزاک نیوتن، جنگ‌های داخلی انگلستان آغاز شد. نبردهای خونینی میان

 گارد سلطنتی وطرفداران مجلس در گرفت. زمانی که جنگ تمام شد، نیوتن شش ساله بود.

 تجزیه کشور که از رویدادهای مهم تاریخ آن محسوب می‌شد این کشور را به سخنگوی قدرتمند

 پرتستانها تبدیل کرد. اکثر اهالی محل زندگی نیوتن (لینکین‌شایر) حامی مجلس بودند ولی

خانودهٔ اوطرفدار پادشاه بودند. این مشکلات سیاسی بر زندگی او تاثیرات فراوانی داشت.

در این هنگام بود که مادر او قصد ازدواج مجدد کرد و به محل زندگی ناپدریش رفت

و او را نزد مادربزرگش نهاد. او هیچگاه با مادربزرگش صمیمی نبود و همیشه از ناپدریش متنفر

 بود. در خانهٔ مادربزرگش اکثر ساعات روز را به ساخت الگوهای مکانیکی می‌پرداخت.

 او علاقهٔ زیادی به این کار داشت.

نیوتن در ده سالگی شاهد مرگ ناپدری‌اش بود. با مرگ ناپدری نیوتن مادرش به

 وولزثروپ بازگشت. دو سال بعد نیوتن وارد دبیرستان گرانثام شد. حال او با عمویش

در شهر زندگی می‌کرد. نیوتن بسیار ضعیف بود و نمی‌توانست در بازی‌های خشن شرکت کند.

 در چهارده سالگی او یک روز با یکی از بچه‌های قلدر مدرسه گلاویز شد و در آخر موفق شد ب

ینی حریف خود را بشکند. این اتفاق اورا به یک قهرمان تبدیل کرد و باعث تشویق و تحسین دیگر بچه‌ها و دلگرمی او شد.

آیزاک جوان در سال ۱۶۶۱، در هجده سالگی وارد دانشگاه کمبریج شد اما مادر او

 نمی‌توانست مخارج دانشگاه را بپردازد از این رو وی به گروه «سابسایزرها» پیوست.

 سابسایزرها دانشجوهایی بودند که بجای پرداخت شهریه، اتاق‌ها را نظافت می‌کردند

 یا در سالن غذاخوری به عنوان پیشخدمت کارمی کردند.

در یک روز یکشنبه در اواخر بهار۱۶۶۴ آیزاک و دوستش، جان ویکنز به سیرکی که به

 تازگی درکمبریج دایر شده بود رفتند. در این سیرک آیزاک به طور تصادفی متوجه

 چیزی شد که به طرز خیره کنندهٔای می‌درخشید. آن چیز حیرت آور یک منشور بود. آیزاک متوجه

 شد که با استفاده از آن منشور می‌تواند آزمایش‌های مفیدی انجام دهد. از این رو فوراً آن را خرید.

مردم آن زمان فکر می‌کردند که اثر رنگین کمان از خواص منشور است و تابش نور بر منشور این

خاصیت را از درون منشور آزاد می‌کند. نیوتن دست به چندین آزمایش زد و از چند منشور

 استفاده کرد. نتایج او امروزه به عنوان جزئی از قوانین فیزیک محسوب می‌شوند. او

 کشف کرد که «تصاویری که ما از اجسام می‌بینیم، بازتاب نور از سطح آن اجسام است».

نیوتن پس از این موفقیت‌های علمی در سال ۱۶۶۵ مدرک لیسانس علوم انسانی

خود را گرفت. حال او می‌توانست چهار سال دیگر در کالج ترینیتی تحصیل کند. او

 مایل بود از این پس به مسالهٔ جاذبه بپردازد. اما در این سال طاعون در انگلیس شایع شد

و شعله‌های مرگبار آن از هر سوی این کشور زبانه می‌کشید. به همین دلیل دانشگاه تعطیل

 شد و نیوتن به لینکین‌شایر بازگشت.

نیوتن در این فکر بود که چگونه سیارات بر مدار خود پیرامون خورشید قرار می‌گیرند بی

 آنکه نیرویی ناشناخته دست اندرکار باشد. او هنگامی که در باغ خانهٔ مادری خود در

حال تفکر به این مؤضوع بود، سیبی از روی درخت افتاد و او را متوجه کرد که علت

 افتادن سیب همان دلیل گردش سیارات به دور خورشید است. خورشید نیروی کششی

به سیارات وارد می‌کند و عین همان نیرو را زمین به ماه. اما سوالی دیگر برای وی

 پیش آمد: «چرا سیارات به روی خورشید سقوط نمی‌کنند؟» او چندین روز به این

 مساله فکر کرد اما جوابی نیافت. درست همان زمان که او بار و بنهٔ خود را برای

بازگشت به دانشگاه کمبریج می‌بست، حقیقت پرده از چهره برگرفت. در یک لحظه او نوعی

 بازی را که بچه‌ها در مدرسه انجام می‌دادند بخاطر آورد. قاعدهٔ بازی این بود که باید بازیکن

سطل آبی را در هوا می‌چرخاند. برندهٔ این بازی کسی بود که سطل را بدون اینکه آب از

 آن بریزد در هوا بچرخاند. اکنون نیوتن دلیل چرخش سیارات بدور خورشید، بدون آنکه در

 خورشید سقوط کنند را دریافته بود. این پدیده که نیازمند سرعت جانبی است همان

 نیروی گریز از مرکز است. او پس از چند آزمایش کشف کرد که نیروی جاذبه از قانون عکس

 مجذور فاصله پیروی می‌کند.

در زمان گالیله فقط تلسکوپ انکساری وجود داشت، اما بزرگنمایی و وضوح خوبی نداشتند.

نیوتن با استفاده از نبوغ و تجربه‌اش در ساخت مدل‌های مکانیکی توانست تلسکوپ انعکاسی را

 که انقلابی در علم محسوب می‌شد اختراع کند. این تلسکوپ بزرگنمایی و وضوح بهتری نسبت به تلسکوپ‌های انکساری دارند. نیوتن به دلیل اختراع تازه اش بسیار مشهور شد و پس از چندی به

 انجمن سلطنتی پیوست. او در اولین سخنرانی‌اش با دانشمند بزرگ هم عصرش یعنی

 رابرت هوک ملاقات کرد و میان این دو مشاجره در گرفت. هوک خود را خبرهٔ پژوهش

دربارهٔ نور می‌دانست و نظرات نیوتن را رد می‌کرد.

پس از مدتی، نیوتن فیزیک را رها کرد و به پژوهش در مورد کیمیاگری (پایهٔ شیمی امروز)

پرداخت. اما در این بین هانا، مادر او درگذشت. این مساله او را تا مدتی از کسب دانش بازداشت.

در ۲۸ آوریل ۱۶۸۶ نیوتن کتاب اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی را چاپ کرد و نسخهٔ اول

 آن را به انجمن سلطنتی داد. اما در نیمه شب همان روز هوک مدعی شد که

قوانین نیوتن را قبلاً کشف کرده‌است. در سال ۱۶۹۶ نیوتن رییس ضرابخانهٔ سلطنتی

شد و همچنین در چند سال بعد او سرپرست انجمن سلطنتی نیز شد. در این مدت او

 متقاعد شد که اکتشافات خود در زمینهٔ نور را با عنوان «نورشناخت» منتشر کند.

 یک سال بعد، ملکه آن به او لقب شوالیه (سِر) داد.

سر آیزاک نیوتن در ۲۰ مارس ۱۷۲۷ در هشتاد و چهار سالگی چشم از جهان فرو بست.

 

از کودکی تا استادی

نیوتن در روستای وولزثورپ بای کالستروُرث واقع در ناحیه لینکن‌شایر زاده شد. سه ماه پیش از تولد،

 پدرش درگذشت. مادر او نیز دو سال بعد از نو ازدواج کرد و آیزاک را تحت سرپرستی

 مادربزرگش قرار داد.

پس از به پایان بردن آموزش‌های آغازین در مدرسه گرنتَم در سال ۱۶۶۱ نیوتن به

 کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج جایی که عمویش نیز به تحصیل اشتغال داشت،

وارد شد. در آن دوران دروس دانشکده عموماً بر پایهٔ آموزه‌های ارسطو تنظیم می‌شد

 ولی نیوتن ترجیح می‌داد که با اندیشه‌های مترقی‌تر فیلسوفان نوگرایی چون

 دکارت، گالیله، کپرنیک و کپلر آشنا شود. در ۱۶۶۵ او موفق به کشف قضیهٔ دو جمله‌ای

در جبر شد. یافته‌ای که بعدها به ابداع حساب دیفرانسیل انجامید. نیوتن نخستین مدرک

دانشگاهی خود را در سال ۱۶۶۵ دریافت کرد اما زمانی که درصدد ورود به دورهٔ کارشناسی ارشد بود، دانشگاه کیمبریج بر اثر همه‌گیری طاعون در لندن و حومه تعطیل شد و نیوتن به روستایش

بازگشت. در طول دو سال بعد او در خانه اش به مطالعات خود در زمینهٔ حساب،

 نورشناسی و گرانش ادامه داد.

در همین دوران مرخصی اجباری بود که نیوتن نظریات خود را در مورد گرانش پایه‌ریزی کرد.

مطابق داستانی بسیار مشهور، روزی نیوتن زیر یک درخت سیب نشسته بوده که ناگاه

سیبی بر سرش می‌افتد واز این واقعه او به یکسانی ماهیت نیروی گرانش زمینی و

سماوی پی می‌برد. داستان فوق در واقع روایت اغراق شده ایست از خاطره‌ای که

 خود نیوتن نقل کرده بود مبنی بر اینکه یک روز کنار پنجرهٔ اتاق خانه اش به تماشای باغ نشسته

بود که افتادن سیبی از درختی نظرش را به خود جلب کرد. در حقیقت طی گفت و گوهای بعدی،

وی اقرار کرد که داستان سیب کاملاً ساختگی بوده و کشف جاذبه به تحقیقات قبلی او بر می‌گردد

 و او این داستان را به صرف جلب نظر عموم ساخته است. سالها بعد در ۱۵ آوریل ۱۷۲۶،

او به دوست نویسنده اش ویلیام استاکلی گفت: « واقعهٔ مذکور این سؤال را به ذهنم

 آورد که چرا سیب همیشه مستقیما به پایین می‌افتد؟ چرا به جای حرکت به سمت

 مرکز زمین به طرفین یا رو به بالا نمی‌رود؟ » (به نقل از کتاب « یادداشت‌هایی از

 زندگانی سر اسحاق نیوتن») پس از برطرف شدن خطر طاعون در سال ۱۶۶۷، نیوتن

به کمبریج بازگشت و عضو جزء کالج ترینیتی شد و در سال ۱۶۶۸ با دریافت مدرک

فوق لیسانس و گرفتن کرسی استادی لوکاسین جایگاه خود را تثبیت کرد.

 

اوج فعالیت های علمی

نورشناسی

در اواخر دهه ۱۶۴۰ میلادی نیوتن درباره شکست نور تحقیق می‌کرد. او دریافت که نور

 سفید اگر از یک منشور عبور کند به طیفی از رنگ‌ها تجزیه می‌شود. همچنین به‌وسیلهٔ

قرار دادن منشور مشابه دیگری در مسیر نور تجزیه شده به صورت وارونه، می‌توان

رنگ‌های طیف را بازترکیب کرد و نور سفید به دست آورد. او علت تشکیل طیف را

 چنین توجیه می‌کرد: نور جریانی از ذرات کوچک است که به خط مستقیم در فضا

حرکت می‌کنند و هنگام عبور از یک ماده شفاف مانند منشور به ماده‌ای دیگر، این ذرات بسته

 به نوع لرزش خود با زاویه‌های گوناگون شکست می‌یابند. در نتیجه ذرات تشکیل دهنده نور

سفید ازهم جدا شده به شکل طیف هفت رنگ ظاهر می‌شوند.

این ویژگی در تلسکوپ‌های شکستی پدیده‌ای را موجب می‌شود که به آن پراکندگی نور می‌گویند؛ لبه‌های عدسی‌های این تلسکوپ‌ها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را پس از عبور از خود به صورت طیف در می‌آورند و در تصاویر تلسکوپ حاشیه‌های رنگی ایجاد می‌کنند. برای حل این مشکل نیوتن در سال ۱۶۶۸ تلسکوپ بازتابشی را که چندی قبل توسط جیمز گرگوری اسکاتلندی طراحی شده بود تکامل بخشید و آن را همراه با تحلیل دقیق قوانین بازتابش و تجزیهٔ نور به انجمن سلطنتی ارائه نمود. نظریهٔ نیوتن با مخالفت رابرت هوک فیزیکدان روبرو شد. هوک و کریستیان هویگنس هلندی در آن زمان صاحب تئوری موجی نور بودند که از نظر نیوتن مردود بود. چندی بعد نیوتن بر پایه نظریات خود کتابی در باب نورشناسی با عنوان «اپتیکس» نوشت. ولی از بیم مخالفت‌های هوک انتشار آن را تا سال ۱۷۰۴ به تأخیر انداخت. در این زمان وی خود رئیس انجمن سلطنتی شده و رابرت هوک نیز در گذشته بود.

 

گرانش

در سال ۱۶۸۴ نیوتن که مطالعات خود را دربارهٔ گرانش و چگونگی حرکت سیارات کامل کرده بود،

 رساله‌ای در این مورد نوشت که بسیار مورد توجه ادموند هالی ستاره شناس معروف انگلیسی

 قرار گرفت. با تشویق و پیگیری او سرانجام نیوتن کتابش با نام «اصول ریاضی فلسفهٔ

طبیعی» را تکمیل و با سرمایه هالی منتشر کرد. این کتاب بر جهان علم به ویژه فیزیک

 تأثیری عظیم گذاشت و بعضی آن را بزرگ‌ترین کتاب علمی تاریخ دانسته‌اند.

یوهانس کپلر ستاره شناس آلمانی در سال ۱۶۰۹ نظریهٔ انقلابی خود را دربارهٔ حرکت

 سیارات عرضه کرد. در آن زمان هنوز یافته‌های کپرنیک مقبولیت عام پیدا نکرده بود

و اکثر مردم بر این باور بودند که سیارات، خورشید و دیگر ستارگان به دور زمین

می‌چرخند. کپلر درکتاب خود به نام «هیئت جدید» تمام این پندارها را در هم ریخت.

او با استفاده از نتایج رصدهای استادش تیکو براهه و مشاهدات خود توانست ثابت کند

که سیارات نه به دور زمین که گرد خورشید می‌چرخند و مدار آنها نیز بر خلاف تصور

 رایج دایره‌ای نیست بلکه بیضوی است. کپلر نتوانسته بود توضیح دهد که چرا مدار سیاره‌ها

به این شکل است و چه نیرویی آنها را به حرکت در می‌آورد. همچنین مشخص نبود که به

 چه علت سرعت مداری سیارات وقتی به خورشید نزدیکترند، افزایش می‌یابد.

نیوتن در کتاب «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» (معروف به Principia) به تمامی این

پرسش‌ها پاسخ گفت. او ثابت کرد که نیروی کشش میان اجسام آسمانی، طبق

 قانون «عکس مربع» عمل می‌کند یعنی مقدار نیروی گرانش میان خورشید و

یک سیاره برابر است با عکس مجذور فاصله میان آن دو. او با تحلیل ریاضی نشان

داد که قانون عکس مربع به ناگزیر مسیر حرکت سیاره‌ها را بیضی می‌سازد. آنگاه او گام بلند

دیگری برداشت و قانون گرانش عمومی را کشف کرد که به موجب آن هر جسمی در عالم

به هر جسم دیگری نیروی کششی وارد می‌کند و مقدار این نیرو با رابطهٔ نامبرده محاسبه‌پذیر است.

 

فوانین نیوتن در حرکت اجسام

در بخش دیگری از پرینسیپیا، نیوتن چگونگی حرکت اجسام را در قالب سه قانون توصیف کرده‌است.

 این قوانین آن‌قدر همه‌فهم و آشکارند که امروزه کسی گمان نمی‌برد نیازی به کشف شدن داشته

 باشند. با این حال نیوتن نخستین کسی بود که با نبوغ خود به وجود آن‌ها پی‌برد و چیستان

حرکت جسم را حل کرد.

  • قانون اول نیوتن (قانون لَختی): هر جسم که در حال سکون یا حرکت یکنواخت در راستای
  •  خط مستقیم باشد، به همان حالت می‌ماند مگر آنکه در اثر نیروهای بیرونی ناچار ب
  • ه تغییر آن حالت شود.
  • قانون دوم نیوتن (رابطهٔ نیرو و شتاب): کل نیروی وارد بر یک جسم برابر است با حاصل‌ضرب
  •  جرم آن جسم در شتاب آن.
  • قانون سوم نیوتن (قانون کنش و واکنش): هرگاه جسمی به جسمی دیگر نیرو وارد کن
  • د جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم اوّل وارد می‌کند.

مجموعهٔ قوانین سه‌گانهٔ حرکت و قانون گرانش عمومی، اساس و شالودهٔ فناوری مدرن هستند و با وجود پیدایش فرضیه‌های تازه‌تر از اهمیت آن‌ها کاسته نشده‌است

گهواره ی نیوتن در حال حرکت:

 

پذیرش مناصب حکومتی و ریاست انجمن سلطنتی

در کنار فعالیت‌های علمی معمول، نیوتن از مسؤولیت‌های سیاسی نیز رویگردان نبود.

 او در سال‌های ۱۶۸۹، ۱۷۰۱ و ۱۷۰۲ به نمایندگی مجلس برگزیده شد. اگر چه تنها

جمله‌ای که در طول این

 سه سال در صحن مجلس بر زبان آورد، تقاضای بستن پنجره‌ها بود! در سال ۱۶۹۶

با فرمان چارلز مونتاگو رئیس خزانه‌داری انگلستان، نیوتن منصب ناظر ضرابخانه سلطنتی

را عهده‌دار شد و سه سال بعد در ۱۶۹۹ به مدیریت آن سازمان گمارده شد. اگر چه

نیوتن چنین مشاغلی را بیشتر برای سرگرمی می‌پذیرفت ولی گفته‌اند که در این

مقام او وظیفهٔ خود را «با شایستگی تمام» انجام می‌داد. از سال ۱۷۰۳ تا آخر عمر

نیوتن رئیس انجمن سلطنتی بریتانیا و همچنین یکی از اعضای فرهنگستان علوم فرانسه بود. او در

سال ۱۷۰۵ از سوی ملکه آن به مقام شوالیه (شهسواری) مفتخر گردید.

سِر آیزاک نیوتن در سن ۸۵ سالگی در لندن درگذشت. پیکر وی را در کلیسای وست مینیستر

 به خاک سپردند. او نخستین دانشمندی بود که به این افتخار نائل آمد.

 

زنگی شخصی

هرچند نیوتن بیشتر به خاطر آثار علمی شهرت دارد امّا تعدادی از رساله‌های وی در مورد

 تفسیر کتاب مقدس شهرت دارند. وی خود را از معدود افراد زمان می‌دانست که توسط

 خدا برای تفسیر کتاب مقدس برگزیده شده بودند. وی مانند بسیاری دیگر از معاصران

هموطنش از ستایندگان آثار جوزف مید بود. نیوتن تاکید زیادی بر تفسیر مکاشفه یوحنا داشت

 و یادداشتهای فراوانی در مورد این بخش از انجیل دارد. وی به تثلیث اعتقاد نداشت.

 

اختلافات علمی

ایزاک نیوتون با لایبنیتز بر سر اینکه کدام زودتر مبدع حساب دیفرانسیل و انتگرال بوده‌است

اختلاف داشت و هنگامی که لایبنیتز از آکادمی علوم سلطنتی درخواست کرد که کمیته‌ای

 بی‌طرف برای بررسی این موضوع دست به کار شود نیوتون نیز به عنوان رییس آکادمی کمیته‌ای

از متشکل از دوستان خود را برای این کار انتخاب کرد که در نتیجه به محکوم شدن لایبنیتز به

دزدی پایان یافت.با این حال نیوتون اولین کسی بود که به حساب دیفرانسیل و انتگرال دست یافت.

درگیری دیگری نیوتون با رابرت هوک بر سر ابداع قوانین سه گانه حرکت نیوتون و پدیده‌های

نورشناسی(مانند حلقه‌های نیوتون) پیش آمد که مدارک تازه به دست آمده نشان می‌دهد

 حق با هوک بوده است.